اَبا اِباد

نیاز به صلح در خاورمیانه

نیاز به صلح در خاورمیانه

مدتی قبل برای پروژه‌ای تحقیقاتی، در یک جلسه‌ی کاری حضور داشتم که در آن افراد با تخصص‌های گوناگون دور هم جمع شده بودند تا همگی از وضعیت پیشرفت پروژه اطلاع یافته و راجع اقدامات بعدی و منابع مورد نیاز بحث و تبادل نظر کنند. چیزی که توجه من را بسیار جلب کرد، نه موضوع جلسه و نه بحث‌های صورت گرفته و نه تخصص‌های حاضر در این جلسه بود. این جلسه هم جلسه‌ای مانند تمام جلسات دیگر بود، اما چیزی که خیلی توجهم را به خود جلب کرد، ملیت افراد شرکت کننده در جلسه بود.

در این جلسه، چهار آلمانی، دو هندی، یک پاکستانی، یک فرانسوی، یک لهستانی، یک چینی، یک انگلیسی، یک اوکراینی و یک ایرانی (من) حضور داشتند. همه‌ی افراد حاضر در این جلسه هم یک هدف داشتند و آن به نتیجه رسیدن پروژه و قاعدتا پول بود. اگر این پروژه موفق شود، همه‌ی این افراد موفق شده اند و اگر این پروژه شکست بخورد، همه‌ی افراد حاضر در این پروژه شکست خورده‌اند. البته افراد زیاد دیگری نیز در این پروژه فعال هستند که ضرورتی نداشت در این جلسه شرکت کنند. اما اگر شرکت می‌کردند، از تمام قاره‌ها فردی آنجا بود.

اما اجازه دهید به همین ملیت‌هایی که اشاره شد بپردازیم. تقریبا تمامی افراد حاضر در این جلسه، از ملیت‌هایی بودند که تا همین صد سال قبل، در حال جنگ با یکدیگر بوده‌اند. همین آلمانی‌ها در جنگ جهانی دوم پدر فرانسوی‌ها و لهستانی‌ها و انگلیسی‌ها و اوکراینی‌ها را در آورده بودند. انگلیسی‌ها تا چند دهه قبل پدر هندی‌ها و پاکستانی‌ها را در آورده بودند و منابع آن‌ها را غارت کرده بودند. در قرن هجدهم همین فرانسوی‌ها یک بار کل اروپا را به تسخیر خود در آوردند. انگلیسی‌ها هم که کم بلا سر ما ایرانی‌ها در نیاوردند. این هندی‌ها و پاکستانی‌ها تا چند دهه قبل جنگ‌های خونینی با هم داشتند و همدیگر را قتل عام می‌کردند.

اگر صد سال قبل از اجداد همه‌ی اینها می‌پرسیدید که به نظرتان صد سال بعد دنیا چه شکلی‌ست، عمرا به ذهنشان می‌رسید که نوه‌هایشان صد سال بعد دور یک میز بنشینند و با همدیگر همکاری کنند و پروژه‌ها را پیش‌ ببرند. آدم امروز فهمیده که دوستی و همکاری سود و منفعت بیشتری از جنگ و غارت و دشمنی دارد. هر کشوری هم نمی‌خواهد این را بپذیرد، خیلی زود از قافله‌‌ی پیشرفت جهان عقب می‌افتد.

حالا با این تفاسیر، آیا وقت آن نرسیده که ما مردم خاورمیانه نیز با همدیگر به صلح برسیم؟

آیا ما شایستگی لذت بردن از صلح و دوستی و همکاری را نداریم؟

اگر ما می‌توانیم در کشورهای دیگر با یکدیگر دوستی و همکاری کنیم، چرا نتوانیم در کشور و منطقه‌ی خودمان اینها را داشته باشیم؟

چرا باید اسم خاورمیانه همواره با اخبار جنگ و حوادث مختلف همراه باشد؟

احتمالا عده‌ای سریعا بگویند که اینها کار سیاسیون و کار دولت‌ها و حکومت‌هاست، اما در این صورت باز هم بهتر است که ما خود به این اختلافات دامن نزنیم و حداقل خود ما مردم خاورمیانه، راه صلح و دوستی و همزیستی را در پیش بگیریم. باور کنید وضع ما بدتر از اروپای قرن بیستم و پیش از آن نیست، اروپایی که مردمانش همدیگر را از بابت اختلافات نژادی و عقیدتی و دینی در کوره‌های آدم‌ سوزی می‌سوزاندند و سرهای یکدیگر را از زیر تیغ گیوتین می‌گذراندند، حالا همگی دست در دست یکدیگر در حال همکاری و پیشرفت هستند. ما مردم خاورمیانه که در این حد هم از یکدیگر احساس تنفر نداریم و از لحاظ انواع منابع هم کمبودی نداریم که چشممان به منابع همدیگر باشد.

آیا وقت آن نرسیده که ما نیز سرانجام صلح و دوستی را تجربه کنیم؟

– اَبا اِباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *