
ملت بودگی
ما زمانی که در کودکی اولین بار قدرت درک ساختارهای جهان اطرافمان را پیدا میکنیم، خودمان را عضوی از یک ملت مییابیم. گویی که یک قرارداد نانوشته را امضا کرده ایم. اما این ملت چطور و چرا شکل گرفته است؟

سه درس از یک انقلاب
سه تجربه از انقلاب قبلی (انقلاب مهسا) متناسب با این روزها: اول : بگذاریم هرکسی کاری که فکر میکند در این شرایط درست است را انجام دهد. ما همگی خیلی خوب میدانیم که اکثر ایرانیان، مدتهاست با نظام سیاسی حاکم

ربات مزدور
مدتی قبل یووال نوح هراری در یک مصاحبهای مسالهی جالبی را راجع به آیندهی جهان و تکنولوژی مطرح کرد. او راجع به جنبهی جالبی از پیشرفت رباتها و الگوریتمها صحبت میکرد، اینکه نگرانی ما از بابت پیشرفت رباتها نباید این

نگهبان قانون بد
این روزها میبینیم که عدهای از مواجب بگیران و مزدوران هم یک مغلطهای راه انداخته اند که با این مغلطه، سعی دارند سرکوب مردم را توجیه کنند. مغلطه به این صورت است که این مردم معترض، بدون دریافت مجوز و

بازگشت انسانها
ما انسانها هنوز هم هریک به نوعی در رنجیم. البته ما ایرانیها نسبت به دیگر ملیتها بیشتر هم در رنجیم. اگر داخل ایران باشیم، به لطف و مرحمت سیستم سیاسی تماما اشتباه و معیوب حاکم بر کشورمان، با انواع و

سه رویکرد در مقابل ستم
در نیمه اول قرن بیستم، نازیها تلاش زیادی کردند که سیاستهای ضد یهودی خودشان را در سایر کشورهای تحت نفوذ خود نیز اعمال کنند. کشورهای تحت سلطه یا نفوذ آلمان، میبایست یهودیهای خود را به آلمان تحویل میدادند تا نازیها