وقتی تکنولوژی هست، چرا نباید از آن استفاده کنیم؟ چون میخواهیم طبیعی زندگی کنیم؟ ما هزاران سال است هیچ چیزمان طبیعی نیست و همه چیزمان حاصل فن و صنعت است. اگر قرار باشد طبیعی زندگی کنیم، نباید هیچ لباسی بپوشیم، چون هیچ حیوانی به شکل طبیعی لباسی نمیپوشد. هیچ غذایی هم نباید بپزیم. کدام حیوان غذای خودش را میپزد؟ اصلا نباید به زیر سقفی برویم، کدام حیوانی چنین خانهای برای خودش میسازد؟ ما نهایتا باید از غارها استفاده کنیم. هرچیزی غیر از آن، غیرطبیعیست. آنوقت کشاورزی هم معنی ندارد. کدام حیوانی برای خودش مزرعه درست کرده و یکجا نشین شده است. اگر میخواهیم واقعا طبیعی زندگی کنیم، باید غذایمان را روزانه تامین کنیم و هر روز دنبال جمع آوری گیاهان خوراکی و دانههای مغذی و شکار حیوانات باشیم. پس اگر کسی ادعای زندگی طبیعی دارد، باید از تمام چیزهایی که انسان به واسطهی حضور در اجتماع از آنها بهره میبرد، دست بکشد و همانند تارزان زندگی کند.
اما اگر مزیت تکنولوژی را پذیرفت، دیگر چه اهمیتی دارد که تکنولوژی جدیدی که به او ضرری نمیرساند را نپذیرد؟
به هر حال ما چه بپذیریم و چه نپذیریم، شاهد تغییر روز به روز دنیا خواهیم بود. چنانکه دنیای امروز هیچ شباهتی با دنیای دیروز ندارد، دنیای فردا نیز با دنیای امروز ما شباهت چندانی نخواهد داشت و البته ما امیدواریم که پیشرفت تکنولوژی همچنان به بهبود کیفیت زندگیمان در جنبههای مختلف منجر شود. علیرغم حملاتی که به تکنولوژیهای جدید میشود، در صورت استفادهی درست از آنها، این تکنولوژیها میتوانند بسیار مفید و کاربردی باشند. در ادامه به یک کاربرد بسیار جالب از تکنولوژیهای جدید خواهیم پرداخت. میگل آلبیسو یک آمریکایی بود که در جنوب فلوریدا، یک تالار عروسی داشت. در سال ۲۰۲۳ در جریان یک عروسی در تالار او، مهمانان در مصرف مشروبات الکلی زیاده روی کردند و به او حمله ور شدند. آلبیسو هم که حسابی ترسیده بود، اسلحهاش را درآورد و به سمت آنان نشانه گرفت، بلکه آرام شوند. حالا خر بیار و باقالی بار کن. مهمانان از او به جرم حملهی مسلحانه شکایت کردند. آلبیسو در دادگاه در دفاعیات خودش اظهار داشت که این کار را صرفا برای دفاع از خودش انجام داده است. ولی قانع کردن قاضی کار راحتی نبود.
اما خوشبختانه آلبیسو یک وکیل زبر و زرنگ داشت که در کنار اینکه وکیل خوبی بود، با تکنولوژیهای جدید نیز به خوبی آشنا بود و از آنها به درستی بهره میبرد. او از قاضی خواست که خودش را جای موکلش بگذارد و سپس حکم دهد. او برای اینکه به قاضی نشان دهد، موکلش در چه وضعیتی دست به اسلحه برده است، از قاضی پرونده اندرو سیگل خواست که یک عینک واقعیت مجازی که این وکیل با خودش به دادگاه آورده بود را روی چشمهایش بگذارد و از زاویهی دید آلبیسو، شبی را که در آن مهمانان مست در محل تالار عروسی، دیوانهوار به سمت او حمله ور شده بودند را با چشمان خودش ببیند.
“ویدئو : صحنههایی از دادگاه میگل آلبیسو که در آن قاضی و هیات منصفه برای اولین بار در آمریکا، در حال استفاده از عینکهای واقعیت مجازی هستند تا شرایط محل وقوع درگیری را بهتر درک کرده و تصمیمات بهتری اتخاذ کنند.”
درست است که محیط این شبیه سازی واقعیت مجازی، خود براساس تصاویر ضبط شده توسط دوربینهای مداربسته و حافظهی شاهدان حاضر در محل ایجاد شده است، اما استفاده از این فناوری به قاضی و در نهایت به هیات منصفه این امکان را داد تا شرایط فیزیکی محل حادثه را به شیوهای کاملا ملموستر از کلمات درک کنند.
– ابا اباد