بعضی علوم از بعضی دیگر، علمترند. یک وقتی در یک جمعی در حال بحث راجع به یک موضوع اجتماعی بودیم و ناگهان فردی به فرد دیگری با این استدلال حمله کرد که ادعای تو علمی نیست و ادعایت را باید به شکل علمی اثبات کنی. مشخصا این فرد هیچ التفاتی به تفاوت علوم با یکدیگر نداشت. ما تمام رشتههای فیزیک و شیمی و جامعه شناسی و غیره را، رشتههای علمی مینامیم،
اما آیا اطلاق اصطلاح علم به تمام این رشتهها، به یک اندازه معتبر است؟
آیا نتایج یک آزمایش روانشناسی با نتایج یک آزمایش فیزیکی، هر دو از یک اعتبار برخوردارند؟
مسلما خیر. یک آزمایش فیزیکی که به پشتوانهی یک سری فرضیات و به زبان ریاضی بیان شده، مو لای درز آن نمیرود و به اعتبار دقت همان آزمایشات اینقدر تکنولوژی پیشرفت کرده است. از همین بابت است که این دسته از علوم را تحت عنوان علم دقیق (exact science) میشناسیم. اما هیچکسی انتظار ندارد که آزمایشات و نظریات مثلا حوزهی روانشناسی تا به این حد دقیق باشد. شما میبینید که بسیاری از نظریات این حوزهها، ناقض یکدیگرند. در بسیاری از این آزمایشات میتوان هزارگونه تشکیک وارد و آنها را رد کرد. به همین خاطر این علوم را ذیل علوم اجتماعی (social science) یا علوم رفتاری (behavioural science) قرار میدهند نه ذیل علوم دقیق.
آن فردی که در آن بحث با طرح نتایج آزمایشی سعی داشت ادعای این فرد را رد کند، نمیفهمید که خود این آزمایشی که او مطرح کرده نیز قابل رد است و هزار نوع اشکال میتوان به آن وارد کرد. پس ما وقتی پایمان را در این حوزهها میگذاریم، باید حواسمان به این مساله باشد و انتظار نداشته باشیم، چون به روانشناسی میگوییم علم روانشناسی، یعنی با همان قطعیت و دقت علم فیزیک روبرو هستیم. یکی از بهترین مثالها برای نشان دادن این موضوع، آزمایش زندان استنفورد است. در سال ۱۹۷۱، استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، فیلیپ زیمباردو این آزمایش را طراحی کرد. او ابتدا آگهیهایی در دانشگاه منتشر کرد که از دانشجویان میخواست به ازای دریافت مبلغی در یک آزمایش چند هفتهای برای دیدن تاثیر زندان شرکت کنند.
آزمایش به این صورت بود که دانشجویان به مدت سه هفته در محیطی شبیه زندان در زیرزمین دانشکدهی روانشناسی قرار گیرند و تعدادی از دانشجویان نقش زندانی و تعدادی نقش زندانبان را داشته باشند. زیمباردو میخواست نشان دهد که همین عنوان و برچسب زندانی و زندانبان، میتواند بر روی دانشجویان سالم از نظر روانی تاثیر بگذارد. دانشجویان زندانی لباس زندانی پوشیدند و دانشجویان زندانبان هم از یونیفرم و همچنین از عینک دودی برای جلوگیری از برخورد چشمی با زندانیان استفاده میکردند. اما شش روز بعد، آزمایش متوقف شد، چرا که رفتارهای زندانبانان به شدت خشن شده و شروع به آزار و اذیت زندانیان کردند. زیمباردو به نتیجهی دلخواهش رسید و نشان داد که همان عنوان زندانبان، این دانشجویان سالم را چقدر گستاخ و بیرحم کرده است.
اما این آزمایش به ظاهر دقیق، به راحتی توسط دیگر روانشناسان رد شد. یکی از دلایل مهم رد آن این بود که در آگهیهای جذب داوطلب، مشخصا قید شده بود که موضوع آزمایش چیست و احتمالا فقط افرادی که پیشزمینهی روانی برای چنین رفتاری را داشته اند داوطلب شده بودند. میبینید که طراحی چنین آزمایشاتی چقدر دشوار و نتیجهگیری کلی از آن چقدر میتواند دشوارتر باشد. پس اگر روزی کسی به شما گفت آزمایشات روانشناسی این را نشان داده، حتما این موضوع را در نظر داشته باشید و گول کلمهی علم را نخورید.
– ابا اباد