اَبا اِباد

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی هنرمند

شما وقتی غمگین هستید به چه نوع موسیقی گوش می‌دهید؟ یک موسیقی شاد پیدا می‌کنید و آنقدر گوش می‌دهید که خوشحال شوید؟ یا به یک موسیقی غمگین متناسب با آن غمتان گوش می‌دهید؟ وقتی خیلی خوشحالید چطور؟ دوست دارید به یک موسیقی شاد گوش دهید تا بر شادی‌تان افزوده شود؟ یا اینکه‌ دوست دارید یک موسیقی آرام گوش دهید و از آرامش بعد از به پایان رساندن یک کار سنگین لذت ببرید؟ آیا بعضی آهنگ‌ها خاطرات تلخ قدیمی را برای شما تداعی می‌کنند و به همین خاطر آن‌ها را دوست ندارید؟ یا بعضی آهنگ‌های دیگر، خاطرات شیرین قدیمی را برایتان زنده می‌کنند و به همین خاطرات دوست‌ دارید هرچند وقت دوباره آن آهنگ‌ها را بشنوید و در خیال خودتان با آن خاطراتتان غرق شوید و لذت ببرید؟ آیا از هر آهنگ، تمامی بخش‌های آن را دوست دارید یا نه فقط قسمت‌های خاصی را دوست دارید و بقیه‌ی بخش‌ها برایتان گوش‌خراش است؟ آیا ساز خاصی هست که شنیدن صدای آن در میان صدای سازهای‌ دیگر برایتان مسرت‌بخش‌تر است؟

راستش هر جوابی که به این سوالات بدهید، با جوابی که دیگران به این سوال‌ها‌ می‌دهند متفاوت است.

به همین خاطر، وقتی چند‌ نفری سوار ماشین می‌شوید تا به یک مسافرت بروید، هر آهنگی که‌ پخش می‌شود، یکی می‌گوید بابا این‌ آهنگ را رد کن و این مزخرفات چیست که می‌شنوی و حالمان را بد کردی؟ دیگری می‌گوید یادش بخیر من چقدر با این آهنگ خاطره دارم و بگذار با صدای بلند‌ پخش شود. وقتی به یک پارتی می‌روید، آخر پارتی یک عده از آهنگ‌هایی که دی‌جی انتخاب کرده خیلی خوشحالند و یک عده هم می‌گویند که کار این دی‌جی اصلا خوب نبود و من با آهنگ‌هایی که انتخاب کرده‌ بود‌ ارتباط برقرار نکردم. در کنسرت یک خواننده‌ی معروف، وقتی خواننده آهنگی را می‌خواند، یک نفر یاد عزیز از دست رفته‌اش می‌افتد و حسابی گریه می‌کند. دیگری که عزیزش را در کنارش دارد او را بغل می‌کند و با صدای بلند با خواننده هم‌خوانی می‌کند. اویی که گریه کرده حسابی حالش گرفته شده و وسط کنسرت ول می‌کند و به خانه برمی‌گردد. اویی که لذت برده بعد از کنسرت دوست دارد به after party هم برود.

حالا با همه‌ی این تفاسیر چه می‌شود کرد؟ با وجود اینهمه تفاوت و تنوع میان انسان‌ها، چطور می‌توان همه را راضی کرد؟ شاید بیست سال قبل این پرسش، پاسخ آسانی نداشت. اما اکنون ما می‌توانیم به یک راه حل‌ عملی و ملموس فکر کنیم. ما اکنون بخوبی می‌دانیم که هرکدام از احساسات ما، چه تاثیرات بیوشیمیایی در بدن ما دارد. می‌دانیم غم باعث افزایش چه هورمون‌هایی می‌شود و می‌دانیم شادی چه هورمون‌هایی را در بدنمان افزایش می‌دهد. همینطور راجع به ترس‌ و بسیاری احساسات دیگر. خیلی از این احساسات حتی در حالات چهره‌ی‌ ما هم نمایان است. هر کدام از ما هم در تلفن همراهمان دسترسی به الگوریتم‌های هوش مصنوعی‌ داریم. چطور است که به جای اینکه ما یک پلی لیست برای غم و‌ یک پلی لیست برای شادی‌ داشته باشیم، هوش مصنوعی با تحلیل احساسات ما مثلا از طریق تحلیل حالات چهره‌مان، خودش برود و آهنگ‌هایی که نیاز داریم بشنویم را برایمان انتخاب کند و بیاورد.

هوش مصنوعی همچنین می‌تواند قسمت‌هایی از آهنگ که دوست نداریم را حذف کند. اصلا می‌تواند‌ خودش برایمان آهنگ‌های‌ جدید بسازد و اینطوری روی احساسات ما تاثیر بگذارد.

اما سوال : اگر ما ارزش یک اثر هنری را براساس تاثیر بر احساسات مخاطبش بسنجیم، آیا میتوانیم بگوییم که هوش مصنوعی به این شکل خودش یک هنرمند بزرگ است؟ پس آیا هوش مصنوعی نمی‌تواند جای‌ هنرمندان را نیز بگیرد؟

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *