خواهشا اینقدر روی حضور در محل کار اصرار نکنید و اجازه دهید گاهی کارکنان شما، دورکاری کنند و در هر محیطی که دوست دارند و راحتترند کار کنند. گاهی اوقات همین تغییر محیط بازدهی آنها را تا حد زیادی افزایش میدهد و کارهایی میکنند که شاید اگر در همان محیط کاری میماندند، اصلا از پس آن بر نمیآمدند. میخواهید برایتان در این رابطه هزار تا مثال بیاورم؟ من در اینجا (محیط لینکتین) با محدودیت کاراکتر ۳۰۰۰ تایی مواجه هستم و راستش را بخواهید، هزار مثال هم توی ذهنم ندارم. اما میتوانم یک مثال بیاورم که بعد از خواندن آن تصدیق بفرمایید که به اندازهی هزاران مثال میارزد.
به تصویر بالا نگاه کنید. این تصویر جزیرهی هلگولند است که در شمال آلمان و در دریای شمال واقع شده. جزیرهی ساکتیست و همانطور که میبینید هیچ دار و درختی هم ندارد. اما پیشنهاد میکنم حتما اگر روزی گذارتان به هامبورگ افتاد، یکی دو ساعت وقت بگذارید و به این جزیره سری بزنید. هرچند به لحاظ مناظر طبیعی قشنگترین جزیرهای نیست که از آن بازدید کنید، اما این جزیرهی کوچک زادگاه مکانیک کوانتومی است.
در سال ۱۹۲۵، ورنر هایزنبرگ، در دانشگاه گوتینگن و در گروه تحقیقاتی ماکس برن، مشغول گذراندن دورهی پسادکترای خودش بود. فصل بهار بود و گردهی درختان حسابی امان هایزنبرگ جوان را بریده بود. او حساسیت شدیدی به گرده داشت. از همین بابت از ماکس برن درخواست که مدتی را دورکاری کند و به همین جزیرهی هلگولند برود که هیچ درخت و در نتیجه گردهای ندارد. او صرفا برای ده روز به این جزیرهی کوچک رفته بود. هایزنبرگ، در این جزیره فارغ از هرگونه حواسپرتی و با پیادهرویها و شناهای طولانی، خود را وقف کارش کرد و به تناقضات نظریهی مکانیک کلاسیک پرداخت. یک شب، او به یک موفقیت مهم دست پیدا کرد: قانون پایستگی انرژی در نظریه کوانتومی او درست مثل مکانیک کلاسیک صدق میکرد. بعد از کار شبانهروزی و انجام محاسبات بیشتر، او پیشنویس یکی از مهمترین مقالات تاریخ علم را به پایان رساند. نه از این مقالات کیلویی که بعضی پژوهشگرنماها چپ و راست چاپ میکنند. بلکه از آن مقالاتی که علم را زیر و رو میکند و آرزوی هر محققیست که در کل حیات حرفهای خود، فقط یکی از آنها چاپ کند.
در ۲۹ جولای، هایزنبرگ مقاله خود را با عنوان «دربارهی یک تفسیر جدید نظریهی کوانتومی از روابط سینماتیکی و مکانیکی»، در ژورنال Zeitschrift für Physik، که یک ژورنال نسبتا جدید آلمانی بود، سابمیت کرد. هایزنبرگ در این مقاله، برای اولین بار فرمولبندی ماتریسی مکانیک کوانتومی را ارائه داد. استاد او ماکس برن ابتدا متوجه اهمیت و ارزش کار هایزنبرگ نشد. اما وقتی ریاضیدانان دیگر به کار هایزنبرگ سر و شکل درست در فرمالیسم ماتریسی دادند، ماکس برن متوجه اهمیت کار او شد. این مقاله آنچنان به سرعت مورد توجه جامعهی علمی قرار گرفت که در مدت زمان بسیار کوتاهی به خلق نظریهی کوانتومی مدرن منجر شد. تنها طی دو سال و تا سال ۱۹۲۷، این نظریه به اندازهای بالغ شد که بور و انیشتین در پنجمین کنفرانس فیزیک سولوی در مورد پیامدهای فلسفی آن بحث میکردند.
فقط چند سال بعد، هایزنبرگ جایزهی نوبل فیزیک ۱۹۳۲ را از بابت ابداع مکانیک کوانتومی دریافت کرد. هایزنبرگ در همان ده روز دورکاریاش در جزیرهی هلگولند، مهمترین خشت مهمترین شاخهی علم مدرن را گذاشت. از همین بابت، جزیرهی هلگولند به عنوان زادگاه کوانتوم معرفی میشود و این دورکاری را هم میتوان مهمترین دورکاری تاریخ نامید.
– ابا اباد