اَبا اِباد

تشعشعات در الگوهای هواشناسی

جنگ روایت‌ها

اگر همین چند ساعت قبل، حادثه‌ی بزرگی در گوشه‌ای از جهان رخ داده باشد، اما شما از این حادثه خبری دریافت نکرده باشید، گویی برای شما و در جهان شما، اصلا آن حادثه رخ نداده است. مثلا اگر یک رژیم تمامیت خواه، اخبار پیرامون یک حادثه را تحت سانسور خبری شدید قرار دهد، یا روایت خاصی را به شدت پروموت کند، شما به جز همین شبکه‌های اجتماعی یا اخباری که در تلویزیون یا اینترنت یا هرجای دیگری می‌بینید و می‌شنوید، چه راهی دارید که درستی آن روایت را بررسی کنید؟

مثلا کلی تصویر بسازند و بگویند در فلان نقطه از جهان جنگ شده است و همه‌ی خبرگزاری‌های مهم! هم روی این خبر کار کنند و تصاویری از این جنگ در شبکه‌های اجتماعی نیز پخش شود. شما می‌توانید به آن نقطه از جهان بروید تا ببینید که واقعا جنگ شده یا نشده است؟

آن جنگ در آفریقا، چطور تاثیر خودش را در زندگی شما می‌گذارد؟ آیا اگر روایت‌ها بگوید که جنگ شده، اصلا نیازی هست که جنگی شده باشد تا من و شما تحت تاثیر قرار بگیریم؟ یا صرفا پیروزی و غلبه‌ی آن روایت در اذهان عمومی کافی‌ست تا کسی که می‌خواهد نشان بدهد جنگ شده، به هدفش برسد؟

اما خیلی از اوقات هم دم خروس بیرون می‌زند و پته‌ی روایت‌های جعلی و ساختگی روی آب میفتد. یکی از جالب‌ترین مثال‌ها در این زمینه، حادثه‌ی چرنوبیل است. حکومت شوروی خیلی خوب از عمق فاجعه‌ی اتمی که در چرنوبیل رخ داده بود، خبر داشت. اما قصد داشت با سانسور خبری شدید، این موضوع را از دید دنیا پنهان نگه دارد. وقتی هیچ خبری از این حادثه منتشر نشود یا از این حادثه در خبرها به عنوان یک اتفاق عادی و طبیعی در یک نیروگاه اتمی یاد شود، آنوقت من و شمایی که در خارج از شوروی نشسته‌ایم و داریم زندگی‌مان را می‌کنیم، چطور می‌خواهیم بفهمیم که آیا این روایت درست است یا نادرست؟ خواه ناخواه من و شما تحت تاثیر تشعشعات ناشی از مواد رادیواکتیو آزاد شده از قلب نیروگاه اتمی چرنوبیل یا به قول خودشان، نیروگاه اتمی ولادیمیر آی لنین قرار می‌گیریم. اما خودمان هم متوجه این موضوع نیستیم.

تا اینجا به ظاهر روایت سازی کار خودش را به درستی انجام داده است. اما پنهان کردن یک حادثه‌ی رادیواکتیو کار چندان راحتی نیست. در صبح روز ۲۸ آوریل سال ۱۹۸۶ یعنی تنها دو روز بعد از حادثه‌ی چرنوبیل، وقتی روح کسی از حادثه‌ی عظیمی که در چرنوبیل رخ داده‌ بود خبر نداشت، یک کارگر نیروگاه اتمی فورسماک سوئد، طبق روال معمول، در حین خروج از بخشی از نیروگاه، دتکتور دستگاه ثبت میزان تشعشع را به سمت کفش‌های خودش نشانه گرفت و ناگهان با سطح بالای تشعشع در کفش‌هایش روبرو شد. مدیران نیروگاه سوئدی ابتدا به شدت نگران شدند و فکر کردند که این نشتی مواد رادیواکتیو در نیروگاه خودشان رخ داده است. اما بررسی بیشتر، نشان داد که این تشعشعات از نقطه‌ای‌ دیگر به اینجا رسیده است.

با جستجوی شدت این تشعشعات در الگوهای هواشناسی (تصویر بالا)، کارشناسان به دیوار محکم مرز شوروی رسیدند. کسی به آن سوی مرز دسترسی نداشت، اما مشخص بود که اتفاقی آنجا رخ داده است. تا قبل از این لحظه، روایت حاکم بر اذهان مردم دنیا، عدم وقوع حادثه‌ی بزرگ بود. اما با این سرنخ در نیروگاه سوئد و با فشار افکار عمومی جهان، شوروی ناچار شد که پرده از واقعیت بردارد و روایت درست به دست مردم جهان رسید.

راستی اگر حادثه‌ی چرنوبیل، یک حادثه‌ی رادیواکتیو نبود، ما چطور می‌توانستیم نادرستی روایت شوروی را تشخیص دهیم؟ اساسا چطور می‌توانیم درستی یا نادرستی روایت‌هایی که می‌شنویم و می‌بینیم را تشخیص دهیم؟

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *