اَبا اِباد

دیکتاتوری الگوریتم‌ها

دیکتاتوری الگوریتم‌ها

قدرت پردازش بالا، یکی از مزایای مهم حکومت‌های مبتنی بر دموکراسی نسبت به سایر مدل‌های حکمرانی‌ست. در حکومت‌های دیکتاتوری، یک نفر، صلاح و مصلحت یک مملکت را تشخیص می‌دهد و قدرت در دستان او متمرکز است. اگر اتفاقی بیفتد و شرایط جدیدی به وجود آید، فقط یک مغز و در نهایت به کمک یک گروه از مشاورین، اوضاع را تجزیه و تحلیل می‌کند و به یک جمع بندی و تصمیم می‌رسد و آن تصمیم را اعمال می‌کند. مثلا استالین یک تنه تصمیم می‌گیرد که اکنون کشور به کدام سمت برود. یا مثلا دیکتاتور چین مائو خودش و با مغز خودش یک نفر تصمیم می‌گیرد طرح پیشرفت چین را اجرا کند.

اما در یک دموکراسی، تمام مردم یک سرزمین به شرایط جدید از دید خودشان نگاه می‌کنند و تصمیم می‌گیرند. یک کشاورز از دید خودش به وضعیت جدید می‌نگرد و یک استاد اقتصاد در دانشگاه نیز از دید خودش به شرایط نگاه می‌کند و همچنین یک پزشک و همچنین یک حسابدار و همچنین یک فرد بیکار و همچنین یک دلال و همچنین یک کلان سرمایه دار و همچنین یک فیلسوف و همچنین یک دانشمند و همچنین یک فردا خانه‌دار.

همه‌ی این مغزها از جنبه‌ی خاص خودشان به یک جمع بندی از شرایط می‌رسند و بعد تصمیم خودشان را از طریق یک فرآیند دموکراتیک مثل انتخابات، اعلام و اعمال می‌کنند. علت موفقیت بسیاری از دموکراسی‌ها نیز همین است که مغزهای بی‌شماری همزمان و به طور موازی در حال تجزیه و تحلیل شرایط هستند و این مساله، یک نوع پویایی و اداپتیویته (Adaptivity) در یک سیستم سیاسی ایجاد می‌کند. هر روز متناسب با شرایط جدید، کل مردم یک کشور یک تصمیم جدید می‌گیرند که بیشتر از نصف مردم آن جامعه فکر می‌کنند تصمیم درست و خوبی‌ست. از همین بابت می‌بینید یک روز، یک حزب دوستدار محیط زیست سر بر می‌آورد و روز دیگر یک حزب راست‌گرا و روز دیگر یک حزب با گرایشات چپ و روز دیگر یک شخص ملی‌گرا روی کار می‌آید و روز دیگر یک شخص دارای ایده‌های گلوبالیستی. هرکدام که بد کار کند، تمام آن مغزها به سرعت شرایط را تحلیل می‌کنند و او را در دور بعدی کنار می‌گذارند. اگر هم خوب کار کند، همچنان به او اعتماد می‌کنند و این بروزرسانی، موفقیت را تا حد مناسبی تضمین می‌کند. البته گاهی اوقات این مغزها تحت تاثیر پروپاگاندا و تبلیغات و مهندسی اذهان، انتخاب اشتباهی نیز می‌کنند.
اما در کل می‌توان مزیت دموکراسی را در همین توانایی تجزیه و تحلیل بالای آن دانست.

اما اگر سیستمی پیدا شود که قدرت تجزیه و تحلیل بالاتری نسبت به دموکراسی داشته باشد چطور؟

چنین سیستمی می‌تواند به سرعت دموکراسی‌ها را به زیر بکشد و بر آن‌ها غلبه کند. آیا تاکنون چنین سیستمی آمده است؟ تاکنون خیر. آیا می‌آید؟ احتمالا در ادامه‌ی قرن بیستم ما شاهد “دیکتاتوری الگوریتم‌ها” خواهیم بود. الگوریتم‌های کامپیوتری که قدرت تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات در آن‌ها نسبت به هر دموکراسی بالاتر و سریع‌تر است. یک الگوریتم‌ کامپیوتری بهتر از عموم مردم جامعه می‌تواند پیش‌بینی کند که چه تصمیمات سیاسی خروجی بهتری دارد و منجر به پیشرفت بیشتر یک کشور می‌شود. او مثل دیکتاتورهایی که ما تاکنون دیده‌ایم نیست. چرا که هم قدرت پردازش بالایی دارد، حتی بالاتر از دموکراسی و هم اینکه هیچ گرایشی به هیچ ایده و احساسی ندارد و می‌تواند مدام نظرش را براساس سود و منفعت بیشتر تغییر دهد. چنین الگوریتمی تحت تاثیر تبلیغات، اشتباهاتی مثل برگزیت را انجام نمی‌دهد که بعد از کرده‌ی‌ خود پشیمان شود. دیکتاتوری الگوریتم‌ها دورنمای مدل‌های حاکمیتی قرن بیست و یکم خواهد بود.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *