این روزها پیرامون معایب و مشکلات اسکرول کردن در شبکههای اجتماعی، بحثهای زیادی صورت میگیرد. بیشتر این بحثها به این مساله از جنبهی روانشناسی و تاثیر آن روی مغز آن نگاه میکنند. به خصوص بعد از توئیت اخیر ایلان ماسک راجع به این مساله که اشاره به این داشت که اسکرول کردن چه بلایی سر مغز انسان میآورد، این بحثها دوباره شدت گرفت. من در اینجا قصد ندارم باز به این موضوع از این جنبه بپردازم و هدف من، یک بحث صرفا فلسفی در رابطه با آن است. اما پیش از آن، خوب است که به تفاوت دو فعل “تفکر” و “تأمل” بپردازیم. ما همواره در حال تفکر هستیم. مغز ما مدام ورودیهای مختلف را پردازش میکند و به درکی از محیط میرسد. ما چه زمانی که یک فیلم میبینیم، چه زمانی که با دیگری صحبت میکنیم، یا زمانی که در حال خواندن یک کتاب هستیم، یا وقتی یک مسابقه را تماشا میکنیم، یا وقتی مینویسیم یا حتی وقتی که در شبکههای اجتماعی اسکرول میکنیم، مدام در حال تفکریم. مغز ما همواره در حال پردازش یا processing اطلاعات است.
اما ما همواره در حال تأمل نیستیم. تأمل نوعی نگاه دوباره به یک مساله، نوعی صبر کردن و نوعی تفکر عمیق است. تأمل را میتوان نوعی پردازش دوبارهی همان تفکرات قبلی دانست و میتوانیم آن را نوعی reprocessing بنامیم. ممکن است ما فیلمی را ببینیم و بعد از چند روز بعد از دیدن آن، دوباره راجع به آن چیزی که در فیلم اتفاق افتاد، تأمل کنیم. ممکن است فردی در حال خواندن یک کتاب ناگهان یک خط از کتاب، ذهنش را به خود مشغول کند و او ساعتها راجع به همان یک خط، تأمل کند. یک نفر در گفتگو با یک انسان متفکر، حرفی میشنود که مجبور است بعد از گفتگو دربارهی آن روزها تأمل کند. یک ریاضیدان سعی در حل یک مساله دارد و ماهها در حل آن مساله تأمل میکند. اما چیزی که واضح است اینکه برای تأمل ما نیاز به زمان داریم. تأمل در یک فضای آرام و به آهستگی رخ میدهد. من وقتی به شما بگویم که من در حال تأمل هستم، شما من را در یک گوشهای میبینید که نشستهام و به در و دیوار نگاه میکنم. اگر یک نفر را در حال دویدن ببینید، هیچوقت حس نمیکنید که او در حال تأمل است.
تأمل سریع رخ نمیدهد. به همین خاطر همه به فردی که در حال پرحرفیست، میگویند که او در باب حرفهایش تأمل نمیکند. اما یک مسالهی بزرگ در رابطه با شبکههای اجتماعی همین است که اسکرول کردن و چرخیدن در شبکههای اجتماعی، فرصت و توان تأمل را از ما میگیرد. کمتر پیش میآید که ما بعد از دیدن یک کلیپ یک دقیقهای در شبکههای اجتماعی، مجددا دربارهی آن تأمل کنیم. این کلیپهای یک دقیقهای مدام از جلوی چشم ما میگذرند. البته که مغز ما همواره به صورت ناخودآگاه آنها را پردازش میکند، اما ما کمتر به صورت خودآگاه دربارهی آنها تأمل میکنیم. تعدد و تنوع موضوعات این کلیپها، باعث میشود که ما فرصت نداشته باشیم که روی چندتای آنها تمرکز بیشتری کنیم. شما خیلی راحت فیلمها و کتابها و گفتگوهای چند ماه و چند سال قبل را به یاد میآورید، اما بعید میدانم بتوانید چند تا از کلیپهایی که دیروز و امروز در اینستاگرام دیدهاید را به خاطر آورید، چون کمتر میتوانید روی این سیل عظیم اطلاعات تأمل داشته باشید. از دست دادن قدرت تأمل، از دید من یکی از معایب چرخیدنهای بیهدف در شبکههای اجتماعیست.
پینوشت: من امیدوارم که در این دریای بی سر و ته اطلاعات، نوشتارهای من بتواند به جای افزودن به اطلاعات غیرقابل تأمل، برای خودم و شما مخاطبین گرامی، فرصتی را برای تأمل فراهم کند.
– ابا اباد