آیا ما روزی میتوانیم از خورشیدمان این ستارهی زرد زیبا و پرانرژی و بخشنده و کاریزماتیک مستقل شویم؟ این ستارهی زرد به ما حیات بخشید و همچنان با سخاوت تمام، انرژی خودش را رایگان به ما عرضه میکند تا ما بتوانیم به حیاتمان ادامه دهیم و رشد کنیم. اما ما همچون هر کودکی که روزی از مادرش جدا و مستقل میشود و به دنبال زندگی و هدف خودش رهسپار میشود و یا همچون هر جوجهای که روزی بالاخره بالهایش رشد میکند و حس میکند که میتواند خودش بپرد و پرواز کند از لانهی گرم و نرم خارج شود، ما انسانها نیز روزی از این مادر بخشنده و دوست داشتنی یعنی خورشید گرم و پرحرارت جدا میشویم. حتی اگر خودمان هم جدا و مستقل نشویم، بالاخره نوادگان ما که یا انسانند یا ترکیب انسان و ماشین و یا صرفا ماشین، در جستجوی بینهایت از ستارهی زرد زیبا جدا میشوند و به سفرهای کهکشانی و فراکهکشانی روی میآورند. چون ما میتوانیم بینهایت را تصور کنیم، بالاخره روزی میخواهیم این تصوراتمان به واقعیت بپیوندد و خودمان بینهایت را از نزدیک ببینیم. پس ناچاریم تا برای روزی که دیگر گرمای خورشید به ما نرسد، خودمان را مهیا کنیم.
البته که ما همواره قدردان ستارهی زرد بزرگمان خواهیم بود و همواره به یاد خواهیم داشت که این خورشید بود که به رایگان به ما انرژی بخشید تا که حیات اینجا روی زمین شکل گیرد و بدون او، این زمین یک تکه سنگ مرده و بدون رشد و شکوفایی بود و هیچوقت، این سیاره، سیارهی سبز نمیشد و مانند دیگر سیارات، خشک و بی آب و علف بود. اما روزی که ما رهسپار بینهایت شویم، یک مشکل بزرگ داریم و آن اینکه دیگر خبری از انرژی خورشید نیست که ما را گرم نگه دارد. ما اگر آنموقع هنوز انسان باشیم، هنوز به این انرژی برای تامین غذاهایمان نیاز داریم. گیاهانی که میکاریم برای فتوسنتز نیاز به این انرژی دارند. گوشت حیواناتی که میخوریم نیاز به این گیاهان دارند که بخورند. اگر آنموقع ماشین باشیم، یا ترکیبی از انسان و ماشین باشیم، این ماشینها برای حرکت نیاز به انرژی دارند. اما کافیست که کمی از منظومهی شمسی دور شویم. آنوقت دیگر نور خورشید به ما نمیرسد یا اگر هم برسد، نور بسیار ضعیفی خواهد بود که کمی بعدتر، ناپدید میشود. پس راه حل چیست؟
ما نمیدانیم که مسیر دانش و تکنولوژی تا آن روز به کدام سمت میرود. تصور آن پیشرفت هم امری تخیلیست و نمیتوانیم با مقیاس علمی دست به تخیل بزنیم. اما اگر بخواهیم با علم و تکنولوژی فعلیمان به این سوال پاسخ دهیم، یکی از راههایی که پیش رو داریم، واکنشهای هستهای چه از نوع همجوشی (fussion) و چه از نوع شکافت (fission) هستهای خواهد بود. چرا که دیگر اشکال دیگر انرژی که در اختیار داریم، همگی به طریقی به خورشید ربط داشته و دارند. اما ما میتوانیم با خودمان مقادیر زیاد اورانیوم برداریم و مدام دست به شکافت هستهای بزنیم و انرژی خودمان را تامین کنیم. اما راه دیگر هم این است که شاید تا آن روز، بتوانیم به تکنولوژی استحصال انرژی از واکنشهای همجوشی هستهای دست پیدا کنیم. این روش، بسیار به صرفهتر است و اتفاقا خیلی هم جالب است. این دقیقا واکنشیست که در خورشید اتفاق میافتد. پس گویی که ما یک ستارهی زرد کوچک برای سفینهی خودمان ساختهایم و به عنوان ره توشه، همراه خودمان به سفر بینهایتمان میبریم. البته ما هنوز در تلاشیم که به این تکنولوژی ساخت ستارههای کوچک دست پیدا کنیم. آن روز بالاخره ما میتوانیم همچون ستارهی زرد بزرگ، خودمان انرژی تولید کنیم و به دیگران حیات ببخشیم.
– ابا اباد