
در ضرورت فلسفه برای انسان
یوال نوح هراری، استاد تاریخ دانشگاه اورشلیم و نویسندهی کتاب “انسان خردمند : تاریخ مختصر بشر“، جایی در این کتاب، به بخشی از اعلامیهی استقلال ایالات متحده اشاره میکند که : “ما این حقایق را بدیهی میدانیم، که همه انسانها

بارورسازی ابرها
احتمالا اصطلاح بارورسازی ابرها را شنیده اید. بارورسازی ابرها یا cloud seeding یک تکنیک اصلاح آب و هوا با هدف افزایش بارش از ابرهاست. البته این تکنیک چندان جدید نیست و ایدهی آن، اولین بار پس از جنگ جهانی دوم

مسالهی فروشندهی دوره گرد
فرض کنید که ما پستچی هستیم و به ما ۵۰ نامه داده شده است و قرار است در یک نصف روز، همهی این نامهها را به دست صاحبانشان برسانیم. همهی این نامهها نیز فقط مربوط به یک منطقه است و

سگ ها، بهترین دوستان ما
آنها اولین حیواناتی بودند که با ما دوست یا به اصطلاح اهلی (domesticated) شدند. شواهد باستانشناسی نشان میدهد که سگها حدود ۳۰ هزار سال قبل و ۱۰ هزار سال پیش از اسبها و نشخوارکنندگان با ما دوست شدند. مشاهدات ژنتیکی

فلسفهی فیزیک
شنیده ام که اولین قانون برنامه نویسان این است که اگر درست کار میکند به آن دست نزن ,if it works don’t touch it. البته این بیشتر حالت طنز دارد، اما حتی اگر در بسیاری موارد درست باشد نیز، در

برهان اتاق چینیها
“آگاهی محاسباتی نیست، consciousness is not computational. آگاهی ما صرفا محصول یک فرآیند مکانیکی معمولی نیست که بتوان یک ماشین را طوری تنظیم کرد که آن را انجام دهد. برای درک آگاهی، بایستی درکمان از جهان فیزیکی را تغییر دهیم.”