
خرچنگ سامورایی
من به معجزه اعتقاد دارم، البته نه هر معجزه ای. مثلا به اینکه کسی عصایی را بیندازد روی زمین و عصا مار شود، اعتقادی ندارم. خب چرا یکی از این معجزات در این عصر ارتباطات اتفاق نمیافتد که همگی با

شبیه سازی هزاره
این چهارمین تلاش من برای نوشتن دربارهی این موضوع است. هربار که شروع میکنم در مورد این موضوع بنویسم، در میانهی راه جهت آن عوض میشود و در باب موضوع دیگری مینویسم و وقتی میخواهم بازگردم و راجع به موضوع

سه نقد بر سه دوست
من عادت ندارم برای نوشتارهایم عنوانی انتخاب کنم. اما برخلاف این عادتم، اسم این نوشتارم را “سه نقد برای سه دوست” میگذارم. اگرچه این نوشتار واقعا سه نقد به روش و منش سه دوست عزیز و اندیشمند است، اما شامل

توهم پیشبینی علمی بدون ابزار علمی
مدتی قبل که نوشتاری راجع به ماری کوری و رادیواکتیویته منتشر کرده بودم، شخصی ذیل آن پست کامنتی گذاشته بود که مدتها قبل از ماری کوری و پیر کوری، هاتف اصفهانی با این شعر “دل هر ذره را که بشکافی/آفتابیش

حادثهی تونگوسکا
در ساعت ۷:۱۷ دقیقهی صبح روز سیام ماه ژوئن سال ۱۹۰۸، یک انفجار بزرگ در یکی از مناطق سیبری در روسیه رخ داد. این انفجار آنقدر بزرگ بود که ۸۰ میلیون درخت در منطقهای به وسعت ۲۰۰۰ کیلومتر مربع در

تئوری پارادایم یک
از کودکی که چند ماهی بود کلاس اول را شروع کرده بود، خواستم اسمم را بنویسد. چند حرف را نوشت و حرف آخرش را خالی گذاشت. گفتم پس آن “د” آخرش چطور؟ گفت هنوز به دال نرسیدهایم و نمیدانم چطور