این روزها میبینیم که عدهای از مواجب بگیران و مزدوران هم یک مغلطهای راه انداخته اند که با این مغلطه، سعی دارند سرکوب مردم را توجیه کنند. مغلطه به این صورت است که این مردم معترض، بدون دریافت مجوز و به صورت غیرقانونی، دست به اعتراض میزنند و بعضا (البته اینجا معلوم نیست که صحت داشته باشد) به سمت پلیس حملهور میشوند. از آنجایی که پلیس مامور قانون است و مقابله با پلیس یک عمل غیرقانونیست، پس این مردم معترض انسانهای قانون شکنی هستند که پلیس میتواند به هر صورتی که صلاح میداند و قانون به او اجازه داده، با آنها مقابله کند چه اگر چنین نکند، قانونشکنی باب شده و این امر منجر به یک هرج و مرجی میشود که دودش توی چشم همان مردم میرود.
پس عموم مردم (این هم معلوم نیست چند درصد است) از پلیس و نیروهای نظامی انتظار دارند که جلوی قانونشکنی مردم معترض را بگیرد. و در نهایت هم این استدلال چنین پایان مییابد که در تمام کشورها از جمله کشورهای پیشرفته این عمل کاملا مشروع و قانونی و درست لحاظ میشود. اصلا فرض بگیریم که آن ادعاها کاملا درست باشد.
اما این استدلال یک مغلطهای درون خودش دارد. اجازه دهید با یک مثال این مغلطه را بررسی کنیم. فرض کنید یک حادثهی تروریستی در حال رخ دادن است. یک رانندهی تروریست سوار بر خودرو در حال زیر گرفتن عابرین پیاده در خیابان است و یکی یکی از روی عابرین پیاده رد میشود. در همین هنگام، شما پشت فرمان هستید و این امکان را دارید که با سرعت به سمت این خودرو بروید و با یک ضربهی محکم با خودرویتان، او را متوقف کنید. فرض کنیم شما شهامت این کار را دارید و میدانید با این کار، میتوانید جلوی ادامهی کشتار را بگیرید. اما یک مشکل وجود دارد، اینکه چراغ قرمز است و بغل دستی شما میگوید که تو باید قانون را رعایت کنی و پشت چراغ قرمز بایستی تا هرج و مرج نشود. اما راستش اگر شما آن چراغ قرمز را رد کنید و جلوی تروریست را بگیرید، هیچکس شما را قانونشکن نمینامد و کسی شما را به خاطر رد کردن چراغ قرمز جریمه نمیکند. بلکه برعکس، شما یک قهرمان هستید.
حالا این را به کیس مردم معترض برگردانیم. اگر پلیس در حال انجام یک عمل غیرقانونی باشد که در این مورد هست و با شلیک به سمت مردم بیدفاع، آنها را به قتل میرساند که خبرهایش را میشنویم، آیا در این حالت، وظیفهی شهروندان این است که سکوت کنند، چون قانون میگوید پلیس و نیروی انتظامی هر کاری قانون اجازه داده بکند؟
یا مثلا اگر یک نفر در زمان شوروی سابق در اوکراین زندگی کند و ببیند که پلیس امنیت شوروی، مدام افراد مختلف را به بهانههای واهی دستگیر میکند، آیا او باید سکوت کند، چون پلیس امنیت داخلی شوروی مجری قانون است؟
وقتی قانونی کرامت انسانی انسانها را محترم نشمارد، آیا پیروی از آن قانون شایسته است؟
در دوران نازیها، دستگیری و تبعید یهودیان امری کاملا قانونی بود، آیا کسی میتواند همسایهی یهودیاش را لو بدهد و بگوید که کار من کاملا قانونی بود؟ خیر. هر قانونی شایستگی پیروی ندارد، به خصوص قانونی که کرامت و حرمت جان انسانها را نگه ندارد. پلیسی هم که این قانون را اجرا میکند، به لحاظ قوانین جهانی و حقوق بشر، فردی قانون شکن به حساب میآید نه مجری قانون. چرا که قانون ابزار محافظت از جان، کرامت و آزادی انسانهاست. در نتیجه یک قانون زمانی شایستهی اطاعت است که حافظ جان، آزادی و کرامت آدمی باشد. قانونی که اینها را نقض میکند، اطاعتپذیر نیست و پلیسی که آن را اجرا میکند، نه مجری قانون، بلکه ناقض آن است.
– ابا اباد