یک زمانی داخل حیاط خانهمان در نیشابور، چندین درخت مختلف داشتیم و حیاط ما بسیار سرسبز بود. آنموقعها عادت داشتم که عصرها داخل حیاط بازی کنم و به گوشه و کنار باغچه سرک بکشم. یکی از چیزهایی که خیلی برایم جالب به نظر میرسید، ساختار برگ درختان بود. من سعی میکردم قسمتهای نرم و سبز برگ درختان یا همان پهنک را جدا کنم تا فقط رگبرگها باقی بماند. برای من در آن سن خیلی جالب بود که کار این رگبرگها چیست و چرا داخل برگ آن رشتهها وجود دارد. بعدا در مدرسه فهمیدم که کار این رگبرگها رساندن آب و مواد معدنی به بقیهی قسمتهای برگ است. ما ساختارها را جاهای دیگری نیز میبینیم. مثلا میبینیم که هر ساختمان، یک سازهای دارد که بقیهی قسمتها از جمله سقف و دیوارها درون آن سازه سوار میشود. ما ساختارهایی نیز درون بدن خودمان میبینیم. مثلا دستگاه گردش خون که مثل همان رگبرگها در سرتاسر بدن پخش شده و خون را به سلولهای بدن میرساند.
اساسا ما ساختار را معادل نظم و مقابل بینظمی میبینیم. مثلا میبینید یک نفر یک موسیقی را میشنود و میگوید این که موسیقی نبود، طرف شیش و هشت میزند، این اصلا ساختار ندارد. اما خیلی جاها نیز ما انتظاری نداریم که ساختاری وجود داشته باشد. مثلا یک مشت شن را برمیدارید و روی یک صفحهی سیاه میپاشید، شما اصلا انتظار ندارید این دانههای شن در یک ساختار مشخص روی صفحهی سیاه پخش شوند.
حالا بیایید به کیهان نگاه کنیم. ما ساختارهای زیاد و متنوعی در کیهان مشاهده میکنیم. مثلا شما میبینید که کهکشان ما ساختار دارد. کهکشان ما از دو بازی اصلی تشکیل شده است و یک شکل مارپیچی دارد. ما هیچوقت از کهکشانمان خارج نشدهایم که ببینیم کهکشانمان چه شکلیست، اما با توجه به فواصل ستارهها توانستهایم شکل آن را برای خودمان بسازیم. کهکشان ما به دور یک سیاهچالهی عظیم در مرکز خودش میچرخد.
ما قادریم تصور کنیم که چرا کهکشانی که میچرخد چنین شکلی دارد. یعنی به صورت بدیهی میتوانیم تصور کنیم که چرا کهکشان ما این شکلیست. اما در کیهان یک نوع ساختار عظیم وجود دارد که شکل و اندازهی آن بسیار عجیب است. ما وقتی از فاصلهی خیلی دور به تعداد زیادی از کهکشانها نگاه میکنیم، میبینیم که کهکشانها همچون دانههای شن به صورت تصادفی در کیهان پخش نشده اند، برعکس آنها به صورت رشتهها و صفحاتی مانند تصویر بالا در کیهان توزیع شده اند. این ساختارهای عظیم که میبینید، از میلیونها کهکشان تشکیل شده است و جالب اینجاست که ساختارهایی که کهکشانها درون آنها قرار دارند، از یکدیگر بسیار دور هستند و فضای بین آنها خالیست.
این شبیه این است که شما زیر درخت انگور حیاط خانهی ما در نیشابور ایستادهاید و روی رگبرگهای هریک از برگهای این درخت انگور، میلیونها کهکشان قرار دارد. اما در فواصل بین این برگها فقط تعداد کمی کهکشان وجود دارد. طول هریک از این رشتههای کهکشانی به صدها میلیون سال نوری میرسد، ولی ضخامتی حدود بیست میلیون سال نوری دارند. دقیقا شبیه رگبرگهای برگهای انگور که ضخامت کم و طول دراز دارند. ما به این ساختارها رشتههای کهکشانی یا galactic filament میگوییم که از بزرگترین ساختارهایی هستند که در جهان هستی میشناسیم.
ما هنوز نمیدانیم که چرا کیهان چنین ساختارهایی دارد و چرا کهکشانها در این ساختارها قرار گرفته اند. ممکن است این ساختارها بتواند چیزی را راجع لحظات اولیهی جهان یعنی بیگبنگ به ما بگوید، اما ما هنوز چیز زیادی در این مورد نمیدانیم.
– اَبا اِباد