اَبا اِباد

تکمیل پروژه‌ی نقشه‌ی کامل ژنوم انسان را در تالار شرقی کاخ سفید

نقشه کامل ژنوم انسان

ویدئوی زیر، مربوط به ژوئن سال ۲۰۰۰ است که در آن، رئیس جمهور وقت ایالات متحده، بیل کلینتون، تکمیل پروژه‌ی نقشه‌ی کامل ژنوم انسان را در تالار شرقی کاخ سفید و در میان خبرنگاران رسانه‌های متعدد، به جهان اعلام می‌کند.

 

کلینتون بعد از تشکر از دانشمندان دخیل در این پروژه و مشاوران علمی‌اش و همچنین سیاستمداران کشورهای همکار در این پروژه، این لحظه را این چنین توصیف می‌کند: “تقریباً دو قرن پیش، در این اتاق، در این طبقه، توماس جفرسون و یکی از دستیاران مورد اعتمادش نقشه‌ای باشکوه را پهن کردند — نقشه‌ای که جفرسون مدت‌ها دعا می‌کرد در طول عمرش آن را ببیند. دستیار، مریودر لوئیس بود و این نقشه حاصل سفر شجاعانه‌ی او در سراسر مرزهای آمریکا، تا اقیانوس آرام بود. این نقشه‌ای بود که خطوط مرزی را مشخص کرد و مرزهای قاره و تخیل ما را برای همیشه گسترش داد. امروز، جهان در اتاق شرقی به ما می‌پیوندد تا نقشه‌ای با اهمیت حتی بیشتر را تماشا کند. ما اینجا هستیم تا تکمیل اولین بررسی کل ژنوم انسان را جشن بگیریم. بدون شک، این مهمترین و شگفت‌انگیزترین نقشه‌ای است که تاکنون توسط بشر تهیه شده است.”

بله کلینتون درست می‌گفت. این مهم‌ترین و شگفت انگیزترین نقشه‌ای بود که بشر تا به آن روز و یا حتی تا به امروز تهیه کرده بود. این نقشه ای از ماهیت خودمان بود و ما برای اولین بار بود که اجزای سازنده‌ی خودمان را تا به این سطح و با این دقت، مشاهده می‌کردیم و می‌شناختیم. این خیلی شگفت انگیز است که یک موجودی آنقدر پیشرفت کرده که حالا دارد علاوه بر شناخت اجزای جهان، خودش را نیز به عنوان جزئی از همین جهان می‌شناسد و فهمیده بدنش چطور ساخته شده و چه کدی در ژنوم او، هر جز بدنش را ساخته است. همه‌ی اینها فقط در عرض پنجاه سال اتفاق افتاده است. یعنی از اولین روزی که ساختار دی ان ای کشف شد، تا روزی که نقشه‌ی کامل ژنوم انسان تهیه شد، فقط پنج دهه گذشت. پنج دهه کافی بود که محققان حوزه‌های مختلف علمی از جمله زیست شناسی، شیمی، فیزیک و علوم کامپیوتر، با همکاری و هم‌فکری یکدیگر بتوانند، این حجم عظیم داده‌ی موجود در دی ان ای ما یعنی حدود ۳ میلیارد کد را رمزگشایی کنند و این بسیار جذاب است.

اما جنبه‌ی جالب این اتفاق، اعلام این موفقیت توسط رئیس جمهور ایالات متحده است. این مساله، اهمیت و جایگاه علم را در فضای سیاسی کشورهای پیشرفته‌ی جهان نشان می‌دهد. جالب اینجاست که در زمان اعلام این موفقیت، نخست وزیر وقت انگلستان تونی بلر از طریق ماهواره در این جلسه حضور داشت و بعلاوه، سفرای انگلستان، آلمان، فرانسه و ژاپن نیز در این جلسه حضور یافتند.

اما چرا باید یک موفقیت علمی برای سیاسیون تا به این اندازه اهمیت داشته باشد؟

آیا سیاستمداران از شناخت جهان و شناخت طبیعت انسان اینقدر لذت می‌برند؟ به طور شخصی بله احتمالا. شاید کلینتون الان هم کتاب‌های عامه فهم علمی را مطالعه کند و لذت ببرد. اما به لحاظ جایگاه سیاسی‌شان، مطمئنا هدفشان از سرمایه گذاری عظیم در چنین پروژه‌ای، صرفا لذت ناشی از شناخت طبیعت انسان نبوده و نیست. این سیاستمداران می‌دانند که علم و دانایی، ملازم قدرت و ثروت و رفاه برای کشورشان است. آن‌ها می‌دانند که یک چنین پژوهش تا به این حد بنیادین، تا چه حد با نوآوری در بخش‌های دیگر همراه خواهد بود. آن‌ها می‌دانند این پژوهش بنیادین می‌تواند به یافتن درمان بسیاری از بیماری‌ها منجر می‌شود و این باز هم به معنی قدرت و ثروت برای کشورشان است.

این سیاستمداران به تجربه یافته اند که علم = قدرت

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *