یک سوال مهم و اساسی که انسان امروزی به خصوص آنهایی که طرفدار پر و پاقرص نظام سرمایه داری هستند، باید پاسخ بدهند این است که آیا انسان قابل ارزشگذاریست؟
بدین معنا که آیا میتوان گفت که مثلا ارزش این انسان صد هزار دلار است و ضرری که او میزند، دویست هزار دلار است، پس بهتر است این انسان بمیرد تا اینکه زنده بماند؟
آیا میتوان در مورد انسان تحلیل هزینه-فایده (cost benefit analysis) داشت؟
یا اینکه انسان به خاطر اینکه انسان است، نباید ارزشگذاری شود و براساس چیزی مانند پول سنجیده شود؟
شاید اکنون تا اینجای این نوشتار حس خاصی به این موضوع نداشته باشید. مثلا بگویید که خب حالا چه اشکالی دارد که ارزش انسانها اینطوری مشخص شود؟
اما در ادامه خواهیم دید که چنین نگاهی به انسان چقدر میتواند مشمئزکننده باشد. البته نگاه نظام سرمایهداری به انسان دقیقا همینگونه است که گفته خواهد شد. این خیلی ساده لوحانه است که کسی از یک سیستم سرمایه سالاری مثل ایالات متحده، انتظار دفاع از انسانیت و ارزشهای انسانی را داشته باشد. چون در چنین نظامی تنها پول است که ارزشمند است.
قضیه از آنجایی شروع شد که وزارت بهداشت جمهوری چک در سال ۲۰۰۱، نگرانیهایی را در رابطه با فروش سیگار مطرح کرد. این نگرانیها از این جنس بود که هزینههایی که فروش سیگار بر سیستم بهداشت تحمیل میکند، بسیار بیشتر از عوائد مالی آن است و این حجم از فروش سیگار به ضرر مردم چک است. حالا شما از کمپانیهای تولید سیگار چه انتظاری دارید؟ انتظار دارید که این کمپانیها بخشی از فروش خود را صرف فرهنگ سازی و تشویق به کاهش مصرف سیگار کنند؟ یا مثلا از دولت بخواهند که مالیات بر سیگار را افزایش دهد و پول آن را صرف بهبود سیستم بهداشتی کند؟
خیلی واضح است که برای یک کمپانی فروش سیگار، حالت بهینه این است که همهی مردم شب و روز سیگار بکشند. حتی اگر به قیمت مریض شدن همهی مردم باشد، باز هم آن کمپانی به خودی خود نمیخواهد مشتریانش و سودش کم شود. اما وقتی که وزارت بهداشت چک چنین مسالهای را مطرح کرد، یک کمپانی معروف سیگار به نام فیلیپ موریس، یک گزارش هزینه – فایده تهیه کرد و در این گزارش نشان داد که سیگار کشیدن مردم چک چقدر هزینه و فایده دارد. طبق این گزارش، تنها ضرر سیگار کشیدن مردم چک این بود که انواع بیماریهای تنفسی و ریوی آدمهای سیگاری، هزینهای را بر سیستم بهداشت و درمان تحمیل میکرد. اما فایدههایش خیلی بیشتر بود.
اول اینکه دولت مالیات زیادی از فروش سیگار دریافت میکرد. میزان مالیات دریافتی از فروش سیگار ماهیانه حدود ۱۵۰ میلیون دلار بود. مطابق این گزارش اما از سوی دیگر، مرگ زودهنگام سیگاریها سود زیادی به دولت میرساند، چرا که هم هزینههای درمانی را کاهش میداد، هم اینکه دولت نیازی نبود تا سنین بالا حقوق و مزایای دوران بازنشستگی این افراد را پرداخت کند، هم اینکه با جوانمرگ شدن سیگاریها، تعداد مسکن خالی زیاد شده و هزینههای مربوط به مسکن به شدت پایین میآمد.
این موارد واقعا در این گزارش ذکر شده بود و کمپانی فیلیپ موریس، به طور واضح، مرگ زودهنگام سیگاریها را به عنوان یکی از فاکتورهای مهم سودمندی سیگار عنوان کرده بود. مطابق این گزارش، مرگ زودهنگام افراد سیگاری، سالیانه حدود ۱۳۰۰ دلار به ازای هر نفر به دولت جمهوری چک و بودجهی عمومی سود میرساند. این گزارش در آن زمان به شدت افکار عمومی را جریحه دار کرد و بسیاری از نهادها چنین دیدگاهی را به شدت محکوم کردند. این نگاه سرمایهداری به انسان است.
– اَبا اِباد