اَبا اِباد

اراده‌ی جمع

یکی از ترسناک‌ترین لحظات سریال زیبای چرنوبیل محصول سال ۲۰۱۹ برای من، صحنه‌ای‌ست که پیرمردی که به شدت درگیر ایدئولوژی کمونیسم است، در جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری پیرامون حادثه‌ی چرنوبیل برمی‌خیزد و شروع به سخنرانی می‌کند. وقتی چندین نفر در آن جلسه، نگران اتفاقی هستند که افتاده و می‌ترسند تشعشعات رادیواکتیو منتشر شده در اثر حادثه، مردم چرنوبیل را به کشتن دهد، پیرمرد برمی‌خیزد و شروع به سخنرانی می‌کند. در ویدئوی زیر می‌توانید سخنرانی این پیرمرد را تماشا کنید.

پیرمرد چنین استدلال می‌کند که خیر جمعی مردم در این است که حادثه‌ی چرنوبیل مسکوت باقی بماند و حتی از مردم همان منطقه نیز پنهان شود. به این شکل حکومت کمونیستی که حاصل دسترنج و مبارزات همین مردم است، آسیب نمی‌بیند‌. او سپس ادعا می‌کند که با قرنطینه‌ی شهر و استقرار نیروهای ارتش و قطع راه‌های ارتباطی و سانسور این حادثه، مانع این می‌شویم که مردم نتیجه‌ی تلاش خودشان را به باد بدهند. البته که این حادثه به سرعت و با افزایش سطح تشعشعات در اروپا، برملا شد و شوروی در پنهان کردن آن چندان موفق نبود.

اما موضوعی که در اینجا مطرح است، تفکری‌ست که آن پیرمرد براساس آن استدلال می‌کند که یک موضوع بسیار ریشه‌ای در فلسفه‌ی سیاسی‌ست. حکومت‌های کمونیستی و حکومت‌های فاشیستی قرن بیستم، تقریبا همگی حاصل و خروجی یک انقلاب مردمی (مثل حکومت کمونیستی شوروی) یا یک انتخابات کاملا آزاد (مثل حکومت فاشیستی آلمان نازی) بودند. یعنی با اینکه ما این حکومت‌ها را حکومت‌های تمامی‌خواه (totalitarian) می‌نامیم، اما این بدین معنا نیست که اینها حاصل خواست جمعی و اراده‌ی مردم نبودند و بر مردم تحمیل شدند.

پس چه چیزی این حکومت‌ها را به سمت این رفتارها و یا بهوعبارت دیگر تمامیت خواهی برد؟

چه چیزی باعث شده که این پیرمرد در اینجا از اعضای جلسه بخواهد که مردم چرنوبیل را به بهای محافظت از حکومت کمونیستی شوروی، قربانی کنند؟

چه چیزی باعث شده که آن پیرمرد به آن جوان اعتراض کند که تو چرا مردم را دوست داری، ما باید از حکومت دفاع کنیم؟ اینجا باید دقت کنیم که وقتی صحبت از دموکراسی می‌کنیم، باید راجع به بسیاری موضوعات دیگر نیز بحث کنیم، وگرنه اجرای دموکراسی، به تنهایی تضمین کننده‌ی‌ آزادی انسان نیست. ما وقتی از دموکراسی صحبت می‌کنیم، باید بپرسیم که آیا در تعریفمان به حقوق فردی احترام می‌گذاریم یا خیر؟

یا به عبارت دیگر، منظورمان دموکراسی در تعریف جان لاک است یا تعریف ژان ژاک روسو؟

دموکراسی که بسیاری از حکومت‌های تمامیت‌خواه بر پایه‌ی آن بنا نهاده شده اند، دموکراسی مبتنی بر اراده‌ی جمعی (the general will) یا همان تعریف روسویی از دموکراسی‌ است. در این مدل دموکراسی، حرف حرف جمع است و اگر جمع هر تصمیمی بگیرد، تصمیم و حقوق یک فرد هیچ اهمیتی ندارد. یعنی این دموکراسی، آزادی فردی را در مقابل اراده‌ی جمعی هیچ می‌انگارد. به همین خاطر هم این پیرمرد، استدلال می‌کند که چون خواست جمعی مردم شوروی، موفقیت حکومت کمونیستی‌ست، پس ما می‌توانیم حق مردم چرنوبیل را نادیده بگیریم و آن‌ها را فدای خلق کنیم.

همین نگاه نیز در حکومت‌های فاشیستی قرن بیستم مشاهده می‌شود. حکومت نازی‌ها که از طریق یک انتخابات آزاد به قدرت رسید، با تکیه بر خواست جمعی مردم آلمان، دست به جنایتی چون هلوکاست می‌زند. اما در مقابل، نگاه لاک به دموکراسی، همراه با احترام به حقوق فردی تمامی افراد جامعه است و خواست و اراده‌ی جمعی، نمی‌تواند حقوق طبیعی و ذاتی انسان‌ها را زیر پا بگذارد.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *