گاهی اوقات هم بعضی کودکان به شدت شبیه مادر یا پدرشان میشوند. یعنی آدم این کودکان را که نگاه میکند انگار نمونهی مینیاتوری مادر یا پدرشان یا هر دو را میبیند. گاهی اوقات آدم میتواند یک ویژگی فیزیکی را در چندین عضو یک خانواده یا حتی یک فامیل پیدا کند. مثلا شنیدهام بین عربهای خوزستان که ساختار اجتماعی به شدت قبیلهای دارند، خودشان خیلی راحت از روی چهره میتوانند تشخیص دهند که مثلا این فرد از اعضای قبیلهی بنی کعب است. در سطح بالاتر میبینید که انسانهای مناطق مختلف نیز فیزیولوژی و چهرههای نزدیک به یکدیگر دارند. مثلا ما خاورمیانهایها خیلی راحت قابل تشخیص هستیم و خودمان هم میتوانیم حدس بزنیم که یکی اهل خاورمیانه است یا نه. ما این کار را از روی رنگ پوست و فرم صورت و قد و قوارهی شخص انجام میدهیم. یا مثلا میتوانیم راحت حدس بزنیم که فردی اهل شرق آسیاست یا هندی یا پاکستانیست.
اما در نهایت همهی ما انسان هستیم و به لحاظ فیزیولوژیک مشابه یکدیگر هستیم و همگی یک قلب داریم و یک کبد و دو کلیه و مغز همهی ما نیز درون جمجمههایمان قرار دارد و روی دو پا راه میرویم. حتی یک کودک خردسال هم سریعا متوجه میشود که دیگران نیز مثل او انسان هستند و همگی یک ربطی به او دارند. اما شاید تشخیص اینکه سایر حیوانات هم یک ربطی به ما دارند و ویژگیهای فیزیولوژیکیشان کمابیش مشابه ماست، خیلی بدیهی نباشد و آدم در نگاه اول متوجه این موضوع نشود. اما با یک نگاه علمی و دقیق میتوان به این شباهتها پی برد. مثلا همهی پستانداران در گوش میانی خود دارای سه استخوان به نامهای مالئوس، اینکوس و رکابی هستند که معمولاً به نامهای چکش، سندان و رکاب شناخته میشوند. یا مثلا بازوی انسان، بال یک پرنده، پای یک اسب، بالهی نهنگ، اگرچه همگی به ظاهر متفاوتند و کارکرد متفاوتی نیز دارند، اما به واقع آناتومی آنها کمابیش مشابه یکدیگر است.
تصویر بالا استخوانهای مختلف تشکیلدهندهی این عضو را در این حیوانات نشان میدهد. انگار که پای قورباغه همان دست ماست که طول استخوانهای مختلف آن تغییر کرده است. یا انگار که بال پرنده همان پای لاک پشت است که شکل و اندازهی استخوانهای آن تغییر کرده است. اما آناتومی کلی آنها همچنان شبیه یکدیگر است.
یا مثلا به مهره داران نگاه کنید. مهره داران همهی حیواناتی هستند که ستون فقرات دارند. ماهیان، دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران، مهره داران را تشکیل میدهند. ستون فقرات از یکسری استخوان ریز به نام مهره تشکیل شده است. حالا به این حیوانات نگاه کنید،
چرا باید ستون فقرات تمساح شبیه ستون فقرات ما باشد و در قسمت پشت بدن قرار گرفته باشد؟
اصلا چرا همهی حیوانات باید دو چشم داشته باشند؟
چرا باید یک دستگاه عصبی مرکزی به نام مغز داشته باشند؟
چرا دو گوش در دو طرف سرشان دارند؟
چرا یک ماهی نیز مانند ما داخل دهانش یک زبان دارد؟
اتفاقا هرچقدر در درخت حیات بالاتر میرویم، این شباهتها خیلی بیشتر میشود. مثلا قلب انسان دقیقا ساختاری مشابه قلب گاو و گوسفند و شتر و سگ و گربه دارد. آیا این شباهتها اتفاقیست؟ خیر اصلا، از این شباهتها در اصطلاح علمی تحت عنوان همساختشناسی یا هومولوژی یاد میشود. این شباهتها به خوبی نشان میدهد که ما و دیگر حیوانات از طریق اجدادی مشترک به همدیگر مربوط میشویم و با یکدیگر فامیل هستیم. این شواهد به خوبی درستی نظریهی تکامل طبیعی داروین و نادرستی تمام نظریاتی که انسان را تافتهی جدابافته میداند را نشان میدهد.
– اَبا اِباد