اَبا اِباد

سگ‌های آبی

دست از سر طبیعت برداریم

ما همینکه دست از سر طبیعت برداریم، طبیعت خودش خودش را ترمیم می‌کند. کافی‌ست ما در کار طبیعت دخالت نکنیم و دست‌ نبریم. مثلا اگر این دایه‌های مهربان‌تر از مادر ایران، از غذا دادن به سگ و گربه‌ها‌ دست بردارند، خیلی زود دوباره تعادل طبیعی بین حیوانات برقرار می‌شود. اما اگر این افراد با‌ حیوان‌دوستی‌‌شان که از جنس دوستی خاله خرسه است، همچنان به این حیوانات غذا بدهند، خیلی زود بسیاری از گونه‌های طبیعی ایران منقرض می‌شوند. البته این مختص سگ و گربه نیست. ما و شما به هر حیوان دیگری در طبیعت غذا بدهیم باز چنین مشکلاتی ایجاد می‌شود.

همین مساله در مورد تغییرات اقلیمی وجود دارد. اگر ما تولید‌ دی‌ اکسید کربن و سایر گازهای گلخانه‌ای را کاهش دهیم، طبیعت می‌تواند با مکانیزم‌های‌ کنترلی خودش، دمای زمین را کاهش دهد و گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی را متوقف و خنثی کند. همین اتفاق در مورد لایه‌ی اوزون‌ نیز افتاد. ما کار خاصی‌ نکردیم و تنها تصمیم گرفتیم مولکول‌هایی را که لایه‌ی اوزون را تخریب می‌کند، تولید نکنیم. با همین یک کار، طبیعت خودش لایه‌ی اوزون را ترمیم‌ کرد و خطر از بیخ گوشمان گذشت. اما ما همواره کارهایی می‌کنیم که تعادل طبیعی را هم می‌زند و البته هیچ‌ حیوان دیگری جز ما انسان‌ها چنین قدرتی ندارد. حیوانات دیگر اگر کاری می‌کنند، همه‌ی کارهایشان متناسب با تعادل طبیعی است.

همین است که می‌بینید‌ یک حیوان مثل گرگ در فصل تولید مثل، یک توله به‌ دنیا می‌آورد و یک حیوان‌ دیگر مثل خرگوش ۵۰ تا ۶۰ توله در سال به‌ دنیا می‌آورد. خب اینها همه متناسب با محیط طبیعی و همچنین متناسب با تکامل طبیعی آن حیوان است و آن خرگوش غذای این گرگ می‌شود. اما می‌بینید‌ انسان نه فصل تولید مثلی دارد و نه محدودیتی و ده بیست سی تا بچه هم می‌آورد.

یا مثلا یک روباه یک سوراخ زیر درخت را به عنوان خانه‌ی خودش انتخاب‌ می‌کند و جایی را‌ خراب نمی‌کند. بعد یک انسان می‌آید یک هکتار جنگل هیرکانی را قطع می‌کند که برای خودش ویلا بسازد و آخر هفته‌ها و تعطیلات برود ویلا خوش بگذراند. همه چیز در طبیعت طبیعی و متعادل و پایدار است، جز کارهای ما انسان‌ها که می‌توانیم در ابعاد گسترده به طبیعت آسیب برسانیم. اما اگر روزی انسان به سر عقل بیاید و به قوانین طبیعت احترام بگذارد، نتیجه‌اش بسیار جالب‌ توجه است و طبیعت پاداش این همراهی و هماهنگی را نیز به او می‌دهد.

محض مثال در منطقه‌ای در جنوب پراگ پایتخت کشور چک، قرار بود سدهای کوچکی ساخته شود تا اکوسیستم یک منطقه که رو به نابودی می‌رفت، دوباره ترمیم گردد. این منطقه از سال ۱۹۲۵ در اختیار ارتش و مختص تمرین‌های نظامی سربازان ارتش بود. از سال ۲۰۱۸، سازمان‌های محیط زیستی به این نتیجه رسیدند که این منطقه باید از اختیار ارتش خارج شود و سدهای کوچکی در آنجا ساخته شود تا اکوسیستم این منطقه احیا گردد. اما این طرح در بروکراسی اداری متوقف شده و با اینکه بودجه‌ای یک میلیون و دویست هزار دلاری به آن اختصاص یافته بود، ارتش نسبت به اجرای این طرح مقاومت می‌کرد. اما در ژانویه‌ی همین سال میلادی یعنی ۲۰۲۵، اتفاق بسیار جالبی افتاد. یک روز صبح که مردم منطقه از خواب بیدار شدند، فهمیدند که یک خانواده از سگ‌های آبی شبانه و بدون مجوز چندین سد کوچک روی رودخانه ساخته‌اند و دیگر نیازی به اجرای آن طرح‌ها نیست. چرا که این خانواده سدها را حتی در جای بهتری نیز ساخته بودند که هدف طرح را به خوبی برآورده می‌کرد. طرح بالاخره اجرا شد اما بتوسط طبیعت و بدون دخالت انسان.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *