اَبا اِباد

نقاشی اثر milos ilic
نقاشی اثر milos ilic

دیگران هم عقل دارند

آیا این امر واضح نیست که دیگران هم به قوه‌ی فاهمه و عاقله مجهز هستند؟ آیا این واضح و مبرهن نیست که دیگران هم چیزهایی خوانده‌اند و چیزهایی را تجربه کرده‌اند و چیزهایی را هم می‌دانند؟ آیا این انسان‌هایی که اطراف ما هستند، چشم و گوش و عقل ندارند و نمی‌توانند که خودشان درست و غلط را تا حدی تشخیص دهند؟ آیا همه‌ی موارد گفته شده درست است یا درست نیست؟ اگر دیگرانی که بیرون از ما هستند و مانند ما چیزهایی می‌دانند و چیزهایی هم نمی‌دانند، چرا بعضی احساس می‌کنند که دیگران بایستی همانطوری که آن‌ها فکر می‌کنند، فکر کنند و عمل کنند؟ آیا مردم از عقل و منطق برخوردار نیستند که نیاز داشته باشند کسی درست و غلط را به آن‌ها بگوید؟

اگر همه‌ی اینها درست است و همگی روی این‌ها اجماع داریم، چرا همیشه در جامعه‌ی ما عده‌ای پیدا می‌شوند که به بقیه گیر بدهند که این کار درست است و آن کار غلط است؟ اگر کسی فکر می‌کند چیزی درست است، خب برای بقیه درستی و نادرستی را بیان کند و اجازه بدهد که دیگران خودشان براساس تشخیص خودشان عمل کنند. ما که خودمان منتقد سیاست سانسور و همچنین نبود آزادی بیان هستیم، چرا بایستی مرتبا چوب لای چرخ بقیه بگذاریم و به آن‌ها درست و غلط خودمان را تحمیل کنیم؟ بالاخره دیگران هستند و دیگران مغزی توی کله‌شان وجود دارد که همان ماری را می‌کند که مغز توی کله‌ی ما می‌کند. اینکه ما با یک نگاه بالا به پایین و نگاه والد با فرزند، مردم را موجوداتی فرض کنیم که توانایی تشخیص درست و غلط را ندارند و براحتی تحت تاثیر تبلیغات و پروپاگاندا قرار می‌گیرند، یک نگاه مردودی‌ست که منتهی به سانسور و همچنین از بین رفتن آزادی بیان می‌شود.

همچنین تبلیغات و پروپاگاندا و دروغ‌رسانی (disinformation) همگی بر روی نظرات مردمان تاثیر دارد، اما اینطور نیست که مردم عقلشان را از دست داده باشند و اصلا نفهمند که کدام بخش این صحبت‌ها‌ نادرست است و‌ کدام بخش درست است. همانطور که ما متوجه می‌شویم فلان رسانه و فلان اکانت، در حال دروغ‌پراکنی‌ست، بسیاری از دیگران هم متوجه این موضوع می‌شوند. ما تنها می‌توانیم آن چیزی را که فکر می‌کنیم درست است به گوش دیگران برسانیم. ما بایستی سرانجام نگاه قیم مآبانه را که دگراندیش را نادان یا خائن فرض می‌کند و می‌خواهد او را به هر شکلی حذف کند و وجودش را به صلاح جامعه نمی‌داند را رها کنیم. راه مقابله با گفتمانی که دوستش نمی‌داریم و درستش نمی‌پنداریم، آتش زدن آن گفتمان نیست. راه مقابله با آن ارائه‌ی گفتمانی‌ست که دوستش می‌داریم و درستش می‌پنداریم.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *