اَبا اِباد

سیاست نه برای سیاست

سیاست نه برای سیاست

مصطفی فرزانه نویسنده و فیلم‌ساز ایرانی و از دوستان صادق خان هدایت جایی این جملات را از او نقل می‌کند که “سیاست چیز گهی است. کار من نیست. تو یک مملکت حسابی سیاست را می‌دهند دست متخصص، نه دست من و امثال من. ولی ضمنا همه‌مان بچه سیاستیم. با سیاست کاری نداریم، سیاست با ما کار دارد.”

این حرف بسیار درستی‌ست که شاید نیاز باشد امروز دوباره به آن بیندیشیم. اینکه به جز کسی که کارش سیاست است و متخصص سیاست است، سیاست برای دیگران نباید هدف باشد. سیاست تنها وسیله‌ای است برای رسیدن به هدفی نه بالعکس. یعنی برای آدم که سیاست را به صورت غیرحرفه‌ای دنبال می‌کند، نباید سیاست خودش تبدیل به هدف شود. سیاست برای سیاست جز به عنوان شغل برای سیاستمداران، معنای دیگری ندارد.

اگر می‌بینید مردم هم سیاست را دنبال می‌کنند، هدفشان لذت بردن از سیاست نیست. بلکه هدف آن‌ها این است که از طریق این سیاست به یک زندگی مناسب و انسانی برسند. یک زندگی که در آن آزادی و کرامت انسانی محترم شمرده شود. اما برای عده‌ای سیاست خودش تبدیل به هدف شده است. اگر بحث سیاسی می‌کنند، می‌خواهند که صرفا بحث سیاسی کرده باشند یا به عبارت دیگر، بحث می‌کنند برای اینکه بحث کرده باشند. حالا شاید از اینکه خودشان را فعال نشان دهند لذت می‌برند یا صرفا این بحث‌ها برایشان جنبه‌ی سرگرمی دارد. اینجاست که به کل فراموش می‌کنند که هدف تمام این بحث‌ها و فعالیت‌های سیاسی، بهبود کیفیت زندگی انسان‌هاست نه خود این بحث‌ها و فعالیت‌های سیاسی.

انسان‌ها عنتر و منتر چهار تا فعالان سیاسی نمایشی نیستند که منتظر پایان سرگرمی‌های این فعالان سیاسی بمانند. این زندگی آن‌هاست که در حال گذشتن است و اگر احساس کنند که نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود، به سراغ راه‌حل‌های بعدی می‌روند. حتی عرصه‌ی فلسفه‌ی سیاسی نیز چندین قرن است که از حالت بحث‌های محض خارج شده و شکل کاربردی به خودش گرفته است. طوریکه چندین اصل قانون اساسی آلمان از فلسفه‌ی کانت گرفته شده و قانون اساسی ایالات متحده براساس ایده‌های چندین فیلسوف نگاشته شده است. یعنی یک جایی فلسفه آمده و کاربرد پیدا کرده و هدفش بحث برای بحث نبوده است.

کسی که سیاست را هدف می‌بیند نه وسیله‌ای برای رسیدن به مقصد یا همان بهبود زندگی انسان‌ها، او به دنبال راه حل نیست و بهتر است هرچه زودتر نادیده گرفته شود. چرا که ماندن او در سیاست منتهی به راه حلی نمی‌شود. چه بسا او تمایل دارد مساله باقی بماند تا او به دیگران وانمود کند که در حال حل مساله است. چنین فردی خودش با نوعی کنشگری نمایشی در جایی مانع رسیدن به راه حل می‌شود.

ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *