ما چرا باید همواره منتظر بمانیم که پاسخ علم را بشنویم؟ چون علم و روش علمی تاکنون دقیقترین و قابل اعتمادترین پاسخها را به مسائل مختلف ما داده است. علم ما را به ماه برده، علم اعماق جهان را به ما نشان داده، علم فهم دقیق ما از خودمان را میسر کرده، علم ما را از انواع بلایا نجات داده، علم ما را به هم وصل کرده و …، اما هیچ پدیدهی دیگری چنین خدماتی به ما نداشته است. اینهمه خدمات علم اما اتفاقی نیست و دقیقا خروجی روش و رویکرد علمی است.
اجازه دهید با یک مثال ببینیم که چرا علم اینقدر در حل مسائل ما موثر و راهگشا بوده است. حتما شما هم تا به حال به منشأ حیات فکر کردهاید. این سوال قرنهاست ذهن ما را به خود مشغول کرده است. حالا شما این سوال را مثلا از مذاهب میپرسید. یکی میگوید من فرستادهی ویژه از آسمان هستم و خالق گفته من حیات را به این شکل به وجود آورده ام. من و شما چرا باید حرفش را باور کنیم؟ این سوال را از یک فرد قصهگو میپرسید، او برای منشأ حیات قصهای سر هم میکند و به شما میگوید. چرا باید آن قصه را بپذیرید و قصهی دیگری را نپذیرید؟
اما وقتی از یک دانشمند میپرسید، او مثلا میگوید من فکر میکنم که حیات اینطوری شکل گرفته که یک شهاب سنگی با سرعت زیاد به اقیانوسی که پر از مولکولهای آلی بوده برخورد کرده است. شدت برخورد به گونهای بوده که یک سری از آن مولکولها شکسته و با همدیگر وارد واکنش شده اند و مولکولهای درشتتری ساختهاند. این مولکولهای درشتتر ممکن است مولکولهای سازندهی یک دیانای بوده باشند. با تشکیل اولین و سادهترین مولکولهای دیانای که توانایی تکرار خود را داشتهاند، بقیهی راه از طریق تکامل طبیعی اتفاق افتاده و آن مولکول رفته رفته پیچیدهتر شده تا شده این موجودات پیچیده که امروز میبینیم. مساله اکنون این بخش دوم نیست، بلکه دقیقا همان بخش اول است که آن اولین مولکولهای تکرار شونده چطور ساخته شده اند.
شما که هرچیزی را زود باور نمیکنید، میگویید من چرا باید حرف تو را باور کنم؟ او پاسخ میدهد باور کجا بود؟؟؟ من خودم هنوز به این نظر خودم باور ندارم و باید مشاهده داشته باشم تا ببینم این نظر درست است یا نه. شما میگویید خب چطور میخواهید مشاهده داشته باشید؟ ما که در ابتدای شکلگیری حیات قرار نداریم. آن دانشمند میگوید اشکال ندارد من آزمایشی طراحی میکنم که آن شرایط اولیه را برایم شبیهسازی کند.
آزمایش به این صورت است که محلولی حاوی مولکولهای آمونیوم بیکربنات که در آن اقیانوس اولیه فراوان بوده است را درون محفظهای قرار میدهیم که اتمسفر داخل این محفظه غنی از نیتروژن است. تا اینجا ما دقیقا شرایط اولیهی زمین را ساختهایم. حالا یک گلولهی فلزی از جنس فلزات سازندهی شهابسنگ را با سرعت هشتصد متر بر ثانیه به درون آن محفظه پرتاب میکنیم. این هشتصد متر بر ثانیه نیز سرعت برخورد شهابسنگ است. حالا محتوای محفظه را آزمایش میکنیم و به دنبال مولکولهایی که در اثر این برخورد ساخته شده میگردیم. اسم این آزمایش، آزمایش بازسازی شوک (shock recovery experiment) است و دانشمندان بارها آن را تکرار کردهاند.
جالب است بدانید در این آزمایشات انواع مختلف آمینواسید تولید شده که دو تای آنها اوراسیل و سیتوزین بوده که دقیقا دو تا از چهار آمینواسید سازندهی مولکول دیانای است. البته هنوز مولکول دیانای کامل ساخته نشده. اما شما این رویکرد را مقایسه کنید با آن ادعاهای پوچ و بدون مبنا. کدام را میپذیرید؟
– اَبا اِباد