راستش تاثیر فشار اجتماعی (social pressure) بسیار بیشتر از چیزیست که ما فکر میکنیم. فشار اجتماعی میتواند حتی ما را وادار کند که نظرمان راجع به چیزی که بدان مطمئن هستیم و برایمان بدیهی بوده است نیز تغییر کند. به همین علت است که میبینید وقتی یک نظری بین مردم پخش میشود، ناگهان اکثر افراد همان نظر را دریافت میکنند. همچنین اگر فردی در موضوعی نظری درست دارد، توسط افرادی احاطه شود که در آن موضوع نظری نادرست دارند، بعید نیست که خیلی زود آن فرد نظرش تغییر کند و فکر کند که خودش اشتباه میکرده است. فشار اجتماعی حتی میتواند حافظهی انسان را نیز تغییر دهد و انسان چیزی را که تاکنون به خوبی به یاد داشته، از یاد ببرد.
شاید علت اصلی این مساله این باشد که ما بقای خود را از اجتماع دریافت میکند و مخالفت با اجتماع را در خلاف بقای خودمان مییابیم. در همین زمینه در سال ۲۰۱۱، پژوهشگران انستیتو وایزمن پژوهش بسیار جالبی انجام دادند که نتایج بسیار قابل توجهی را نشان داد.
آزمایش در چهار مرحله انجام شد. شرکت کنندگان به گروههای کوچک چندین نفره تقسیم شدند. در مرحلهی اول فیلم کوتاهی به آنها نمایش داده شد که در آن بازیهای یک کودک به نمایش در میآمد. این کودک در تمام مدت این فیلم یک کلاه روی سر داشت و کلاه نیز به گونهای به نمایش درآمده بود که کاملا در ذهن هرکسی میماند. سه روز بعد همهی این افراد دوباره به انستیتو بازگشتند تا به صورت انفرادی به سوالات راجع به فیلم پاسخ دهند.
یکی از سوالات این بود که آیا پسربچه کلاه روی سرش داشت یا نه؟ همچنین از آنها سوال شد که چقدر از پاسخ خود مطمئن هستند؟
اکثر قریب به اتفاق شرکتکنندگان پاسخ درست دادند و گفتند که پسربچه کلاه بر سر داشته و باز هم اکثر آنها، مطمئن بودند که جوابشان درست است. چند روز بعد آنها مجددا برای مرحلهی سوم به آزمایشگاه دعوت شدند. اما این بار با یک تغییر کوچک. در مرحلهی سوم، افراد به همراه گروهی که فیلم را با آنها دیده بودند در آزمون شرکت میکردند. با این تفاوت که به بعضی از شرکت کنندگان گفته شده بود که در آزمون شفاهی عمدا بگویند که پسربچه کلاه روی سرش نداشته است. جالب است بدانید که بیشتر از ۷۰ درصد کسانی که در مرحلهی دوم پاسخ درست داده بودند، تحت تاثیر فشار اجتماعی پاسخ خودشان را تغییر دادند و این بار پاسخ نادرست داند و گفتند که پسربچه کلاه نداشته است.
اما نتایج از این هم خیره کننده تر بود. چرا که در مرحلهی چهارم همان ۷۰ درصدی که پاسخشان از درست به نادرست تغییر کرده بود، دوباره به آزمایشگاه دعوت شدند و این بار به آنها گفته شد که پاسخ مرحلهی پیش احتمالا نادرست بوده است. اما از میان آنها، حدود ۵۰ درصد هرچقدر فکر کردند دیگر یادشان نمیآمد که کلاه پسرک چه شکلی بوده است. یعنی فشار اجتماعی حتی توانسته بود حافظهی آنها را نیز پاک کند.
جالب است بدانید که در تمام مدت آزمونها، فعالیت مغزی شرکتکنندگان به کمک تصاویر MRI بررسی میشد. این تصاویر نشان میداد که در مرحلهی دوم، دو بخش مغز یعنی هیپوکامپ (مرتبط با حافظه بلندمدت) و دیگری آمیگدال (مرکز احساسات و ارتباطات اجتماعی) به شدت فعال بودند. دانشمندان براین اساس فکر میکنند که آن محیط اجتماعی در حال تغییر حافظهی بلندمدت شرکتکنندگان بوده است. پس ما خودبخود مغزمان براساس همان ضرب المثل معروف خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو تکامل یافته است، درست مثل نقاشی بالا.
– ابا اباد