اَبا اِباد

نقاشی ساول در میان اشیاء پنهان شده، اثر نقاش انگلیسی جیمز اسمتهام
تصویر : نقاشی ساول در میان اشیاء پنهان شده، اثر نقاش انگلیسی جیمز اسمتهام

اثر استرایسند

چند وقتی‌ست که یک ویدئو از مدیرعامل یک کمپانی بزرگ آمریکایی وایرال شده است. این ویدئو از این شخص در یک کنسرت بزرگ، خیانت این دو نفر به همسرشان را برملا می‌کند. گویا در کنار اینکه زندگی شخصی این دو نفر تحت الشعاع قرار می‌گیرد، زندگی حرفه‌ای آن‌ها نیز تحت الشعاع قرار می‌گیرد و مدتی بعد از وایرال شدن این ویدئو، آن مرد از مدیر عاملی آن کمپانی بزرگ برکنار شده و آن زن نیز شغلش را از دست می‌دهد. تا به اکنون بحث‌های زیادی راجع به این اتفاق شده است که من نمی‌خواهم در اینجا به آن‌ها بپردازم. موضوع جالب‌تری در اینجا اما وجود دارد و آن اینکه این دو نفر با زوم کردن دوربین رویشان آن هم در وسط کنسرت، سریعا می‌خواهند از جلوی دوربین فرار کنند. راستش بیشتر انسان‌های روی زمین اصلا این دو نفر را نمی‌شناختند. بیشتر انسان‌های روی زمین حتی اسم کمپانی بزرگی که این دو نفر در آن کار می‌کنند را نیز نمی‌دانستند. خیلی‌ها حتی اسم خواننده‌ی کنسرت را هم نمی‌دانستند. خیانت دو نفر به شرکای عاطفی‌شان هم چیزی نیست که اینقدر در جهان وایرال شود.

پس چه چیزی این ویدئو را در جهان اینقدر وایرال کرد؟

راستش چیزی که این ویدئو را وایرال کرد، اثری‌ست تحت عنوان اثر استرایسند یا streisand effect. اثر استرایسند پیامد ناخواسته‌ی تلاش برای پنهان کردن، حذف یا سانسور اطلاعات است، که در آن این تلاش در عوض، آگاهی عمومی از اطلاعات را افزایش می‌دهد. در این ویدئو نیز چیزی که سریعا توجه انسان را به خودش جلب می‌کند، تلاش این دو نفر برای پنهان کردن اطلاعات (همان خیانتشان) است. شاید اگر این دو نفر، وقتی دوربین رویشان زوم کرد، یک واکنش عادی از خود نشان می‌دادند، ویدئوی آن‌ها هیچوقت در فضای مجازی تا این حد وایرال نمی‌شد. به این شکل شاید ویدئو فقط برای همسرانشان مهم بود و فقط زندگی خصوصی آن‌ها تحت تاثیر قرار می‌گرفت و هیچوقت شغل خود را از این بابت از دست نمی‌دادند. آنوقت اصلا برای هیچکس مهم نبود که این دو نفر چه کسانی هستند و دوربین بعد از چند ثانیه فیلمبرداری از آن‌ها، از زوج دیگری فیلمبرداری‌ می‌کرد. اما همینکه اینها می‌خواستند سریعا از کادر دوربین خارج شوند، شاخک‌های فیلمبردار و کارگردان و بعد هم کل دنیا شروع کرد به تکان خوردن که اینها چرا می‌خواهند عشقشان را پنهان کنند؟

در واقع این پدیده در اثر یک نوع واکنش روانی‌ انسان‌ها اتفاق می‌افتد که در آن، وقتی مردم آگاه می‌شوند که برخی اطلاعات از آنها پنهان نگه داشته می‌شود، انگیزه‌ی بیشتری برای کسب و انتشار آن پیدا می‌کنند. این پدیده را می‌توان در هر سطحی مشاهده کرد. مثلا می‌بینید حکومتی می‌خواهد چیزی را از مردم خودش به صورت سیستماتیک پنهان کند، آنوقت یک جا دم خروس بیرون می‌زند و ناگهان خبر آن راز فاش شده به سرعت میان مردم پخش می‌شود. در این حالت، مردم با پخش آن خبر، با این مساله که سعی شده چیزی از آن‌ها پنهان شود، مقابله به مثل می‌کنند. اما اگر آن حکومت به جای سعی بر پنهان کاری، خیلی عادی راه شفافیت را در پیش می‌گرفت، توجه مردم تا این حد به آن موضوع جلب نمی‌شد.

همین موضوع در مورد بیزینس‌ها و کسب‌ و کارها نیز دیده می‌شود. مثلا می‌بینید یک کمپانی قصد دارد یک خرابکاری را از مشتریان خودش یا از نهادهای نظارتی پنهان کند، اما برعکس شاخک‌های همه حرکت می‌کند که این چه چیزی‌ست که کمپانی می‌خواهد آن را پنهان کند و توجه بیشتری به آن خرابکاری جلب می‌شود. پس از این منظر باز هم می‌توان نتیجه گرفت که “صداقت و شفافیت، بهترین استراتژی‌ست”

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *