در خبرها خواندم که اکنون در کل ایران تنها ۱۷ قلاده یوزپلنگ ایرانی باقی مانده است. یعنی اینهمه خبر و پیگیری و چاپ عکس یوزپلنگ ایرانی بر روی پیراهن تیم ملی و هزاران کمپین و اینهمه فیلم و سیانس و ادا و اطوار، دست آخر منجر به این شده که طی چند دههی اخیر تعداد این موجود زنده از دویست سیصد قلاده به ۱۷ قلاده برسد. نمیدانم که با این تعداد کم آیا هنوز هم شانسی برای جلوگیری از انقراض این گونه باقی مانده است یا خیر. البته یوزپلنگ ایرانی تنها گونهی در خطر انقراض ایران نیست.
گونههایی که نام آنها در ادامه میآید گونههای در خطر انقراض در ایران هستند : گربهی پالاس، فوک خزری ، کرکس مصری، بالابان یا شاهباز، سمندر لرستانی. گونههای زیر نیز گونههایی آسیب پذیر هستند که اگر همینطور به حال خود رها شوند، چند سال بعد آنها نیز با خطر انقراض مواجه خواهند شد. این گونهها شامل گورخر ایرانی، خرس قهوهای و اردک سرسفید است.
اما آیا واقعا میتوان جلوی انقراض موجودات زنده را گرفت؟
بله ما انسانها در کنار همهی گونههایی که به طور مستقیم و غیرمستقیم در انقراض آنها نقش داشته ایم، تجربیات بسیار موفقی نیز در جلوگیری از انقراض انواع موجودات زنده داشته ایم. مثلا سی سال قبل، راسوی پا سیاه یکی از گونههای به شدت در معرض انقراض آمریکای شمالی بود. از همان زمان برنامه ریزی برای محافظت از این گونهی پستاندار در آمریکا آغاز شد و امروز تعداد این موجود زنده به سیصد عدد رسیده است و هدف اکنون رسیدن به سه هزار عدد است.
یا مثلا گونهای از کرگدن سیاه در آفریقا تحت عنوان کردن سیاه جنوب غربی، در سال ۲۰۱۲ ذیل گونههای در معرض خطر انقراض دسته بندی شد. اما از همان زمان تلاشها برای حفاظت از این گونهی کرگدن شدت گرفت تا اینکه تا سال ۲۰۲۰، جمعیت این حیوان یازده درصد افزایش یافت و ذیل دستهی تقریبا در معرض خطر انقراض دسته بندی شد و امید میرود که با ادامهی این روند، خطر انقراض به کلی از این جانور دور شود.
یا مثلا تلاشهای هندوستان در حفاظت از کردن تک شاخ ایالت آسام، منجر به افزایش تعداد این گونه به ۴۷ عدد شد و روند رو به رشد جمعیت این کرگدن در هندوستان همچنان ادامه دارد. یا مثلا گونهای از گوریل به نام گوریل کوهی بومی اوگاندا و جمهوری دموکراتیک کنگو است که ما حتی در اواخر قرن بیستم تصور میکردیم به کلی منقرض شده است. اما با تلاشها و برنامه ریزیهای صورت گرفته، جمعیت این گونه اکنون به ۴۵۹ نفر رسیده است و از خطر انقراض نجات یافته است.
یا مثلا پلنگ برفی مغولستان که زمانی میرفت که منقرض شود، با تلاشهای صورت گرفته تعدادش اکنون به ۹۵۳ قلاده رسیده است و دیگر خطری این گونه را تهدید نمیکند. یا مثلا کشور کوچک نپال در سال ۲۰۰۹ که جمعیت ببرهای این کشور به ۱۲۱ قلاده رسیده بود، تصمیم گرفت از اینگونه محافظت کند و موفق شد جمعیت این ببرها را تا سال ۲۰۱۸ تقریبا دو برابر کرده و به ۲۳۵ قلاده برساند.
مثالهای دیگر زیادی وجود دارد که نشان میدهد اگر ارادهای وجود داشته باشد انسان میتواند از انقراض گونههای در معرض انقراض جلوگیری کند. به اسامی این کشورها نگاه کنید. واقعا بعضی از آنها کشورهای به شدت فقیر و ضعیفی هستند. اما با این حال، موفق شدهاند با برنامهریزی درست و تلاش موثر، گونههای گیاهی و جانوری خودشان را از خطر انقراض نجات دهند. آن هم به این علت که این گونههای مختلف، سرمایه و دارایی طبیعت و حیات وحش هر کشوریست و انقراض آنها یک فرآیند بازگشت ناپذیر است.
– اَبا اِباد