ایرانیست و در مسابقهای شرکت کرده و مبلغ خوبی به عنوان جایزه برنده میشود. با افتخار به روی صحنه میآید و سینهاش را سپر میکند و اعلام میدارد که میخواهد مبلغ جایزهاش را تمام و کمال به پناهگاههای حمایت از حیوانات بدهد و همه او را تشویق میکنند. اما آیا او واقعا نمیداند که بسیاری از هموطنانش در چه شرایطی زندگی میکنند؟ حمایت از حیوانات جایی معنا دارد که حداقل انسانها از شرایط خوبی برخوردار باشند. وقتی بعضی هموطنان ما حتی در خرج خورد و خوراکشان گیر کردهاند، حمایت از حیوانات دیگر چه صیغهایست؟
بله ما همه میدانیم که چه کسی و چه کسانی عامل این وضعیت هستند و تفکرات احمقانهی چه کسانی کشورمان را به این روز انداخته است. همه میدانیم که اگر چه چیزی حل شود، این شرایط درست میشود و کشور از بن بست خارج میشود. آن اتفاق هم دیر یا زود رخ میدهد و همهمان منتظر همان یک اتفاق هستیم. اما هنوز که آن اتفاق خوب نیفتاده و در همچنان روی همان پاشنه میچرخد. سیستم حاکم بر ایران خود عامل این وضعیت است و نمیتوان امی داشت که سیستمی که خود این وضعیت را ایجاد کرده، خودش این وضعیت را حل کند. پس حالا که هنوز آن اتفاقات خوب نیفتاده و عامل مشکل از بین نرفته و بسیاری از هموطنانمان همچنان در شرایط بسیار دشواری به سر میبرند. صدای گوش خراش پای فقر از جای جای کشورمان به گوش میرسد. حالا در این وضعیت، حمایت از حیوانات و کمک به پناهگاههای نگهداری از حیوانات، بیش از هر زمانی احمقانه به نظر میرسد.
یک ایرانی که در خارج از ایران و در کشورهای پیشرفته زندگی میکند، چطور میتواند به جای فکر کردن به هموطنان خودش، به بیخانمانهای آلمان و فرانسه و آمریکا فکر کند؟ یک بیخانمان در آلمان اگر به خودش یک تکانی بدهد و چهار تا فرم پر کند، کمکهای اجتماعی زیاد و کافی دریافت میکند و به یک زندگی حداقلی میرسد. اما یک نفر در ایران اگر در شرایط اقتصادی بدی باشد، به سختی بتواند مانع بدتر شدن شرایطش شود. او حتی اگر کمک هم بخواهد، اساسا جایی وجود ندارد که از او حمایت کند.
حالا من وقتی مشکلات هموطنانم در ایران را میبینم و میشنوم، تمام این ژستهای انسان دوستانهی حمایت از حیوانات و حمایت از بیخانمانها و حمایت از اقلیتها و این حرفها برایم رنگ میبازد. وقتی هموطن تو در شرایط دشوار اقتصادی برای نیازهای اولیهاش میجنگد، جنگیدن تو برای بیخانمانهای یک کشور ثروتمند که اتفاقا هزاران سیستم و مکانیزم حمایت اجتماعی دارد، بی معنیست. همینطور کمک تو به پناهگاه حمایت از حیوانات، وقتی که انسانهایی در همان کشور هستند که از هیچ پناه و پناهگاهی برخوردار نیستند، نیز به همان اندازه بی معنیست. حمایت و کمک تو به انجمنهای حمایت از حقوق اقلیتها در کشورهای پیشرفتهای که هزار نوع قانون و تبعیض مثبت و بودجهی مشخص برای حمایت از اقلیتها دارد نیز تا همان پایه بی معنیست. چون در کشور خودت، نه تنها اقلیت مردم از حقوق اولیه و طبیعیشان برخوردارد نیستند، بلکه حالا اکثریت هم از حقوق طبیعی خودشان محروماند. گویی ما حالا نود میلیون نفر اقلیت داریم.
شاید کارهای تو برای خارجیها خیلی جذاب و انسان دوستانه باشد، اما من ترجیح میدهم هموطن آبرومندم گرسنه نخوابد تا اینکه به این فکر کنم که یک وقت حیوانات یک پناهگاه یا بیخانمانهای یک کشور ثروتمند یا گروههای اقلیت یک کشور پیشرفته و مترقی آب توی دلشان تکان نخورد.
– ابا اباد