بر فرض شما یک معلم هستید و میخواهید به دانش آموزان خود نمره بدهید. شما بهترین نمره را به کدام دانش آموز میدهید؟ مشخصا شما بهترین نمره را به بهترین دانش آموز میدهید. آنوقت من میپرسم چرا بهترین نمره را به بهترین دانش آموز دادید؟ دلیل شما برای این تصمیمگیری چه بود؟
احتمالا شما اینچنین استدلال میکنید که خب هدف نمره این است که دانشآموز بتواند عملکرد خودش در مدرسه را به دیگران نشان دهد. پس آن کسی که بهترین عملکرد را داشته است، باید بهترین نمره را نیز دریافت کند. عملکرد خوب نیز از مسیر تمرکز، تلاش و ممارست به دست می آید. هرکسی اینها را داشته باشد و کارهایش را بدرستی انجام داده باشد، باید بتواند این موضوع را از طریق نمرات به دیگران نیز نشان دهد. خب تا به اینجا که استدلال شما کاملا منطقی است. شما میگویید چون هدف است پس بهترین نمره به بهترین دانش آموز میرسد. مثل اینکه شما هرچیزی را با هدفش میشناسید و میگویید در نهایت آن هدف است که اهمیت دارد.
حالا فرض کنید شما یک معلم موسیقی هستید و یک گروه موسیقی را نیز مدیریت میکنید یا اصلا بگوییم شما رهبر یک ارکستر هستید. اما شما امکانات محدودی دارید. مثلا ده ویولن دارید که کیفیت صدای آنها از یک تا ده است و ده نشاندهندهی بالاترین کیفیت است و یک نشاندهندهی پایینترین کیفیت. شما همچنین ده ویولن نواز دارید که اتفاقا توانمندی آنها نیز در یک سطح نیست و توانمندی آنها نیز از یک تا ده است و ده بهترین نوازندهی ویولن و یک بدترین نوازندهی ویولن است.
حالا میخواهید ویولنها را بین اینها تقسیم کنید. چه کار میکنید؟
طبق همان استدلال قبلی احتمالا میگویید بهترین ویولن نواز یعنی ویولن نواز با نمرهی ده، برود و بهترین ویولن یعنی ویولن با کیفیت ده را بردارد و به همین ترتیب بدترین نوازنده برود و بدترین و بیکیفیتترین ساز را بردارد. حالا آن بدترین نوازنده شاکی میشود و نزد شما میآید و میگوید استاد در حق من نامردی شده. چرا باید بدترین ویولن گیر من بیاید و بهترین ویولن گیر فلانی. البته اینها فرضیست و من اصلا نمیدانم در یک گروه ارکستر چه میگذرد و چه مسائلی پیش میآید. اما حالا ما مثال زدیم و به قول معروف در مثل مناقشه نیست. خلاصه شما که هم رهبر ارکستر هستید و کسی نمیتواند روی حرف شما حرف بزند و همچنین استدلال فلسفی نیز میدانید و همینطور دوست ندارید مستبد و یک رای شناخته شوید، تصمیم میگیرید دلیل این تصمیم را برای این نوازنده و همهی نوازندهها توضیح دهید تا همه شیرفهم شوند.
میگویید دوستان و نوازندگان عزیزم، هدف این ویولنی که دست من است چیست؟ خب هدفش این است که نواخته شود. حالا هدف این ویولن شمارهی ده دیگر که بهترین ویولنیست که ما داریم چیست؟ این است که به بهترین شکل نواخته شود.
اینجا چه کسی ویولن را به بهترین شکل مینوازد؟ نوازندهی شمارهی ده.
پس ویولن شمارهی ده باید در اختیار نوازندهی شمارهی ده قرار بگیرد تا به هدف خودش یعنی تولید بهترین صدا دست پیدا کند. اما معلوم نیست که این بار نیز همه با این استدلال شما موافق باشند. اما استدلال شما، بر مبنای اخلاق ارسطوییست که اهمیت را بر غایت میداند و به چنین تفکری، تفکر غایت شناختی یا teleogical thinking گفته میشود. اما نقدهایی نیز به این استدلال وارد است.
مثلا اینکه اینجا تکلیف عدالت چه میشود؟
یا اینکه چه کسی این وسط هدف را تعیین میکند؟
شما تا چه حد با این رویکرد موافقید؟
– اَبا اِباد