اَبا اِباد

کندی زمان

کندی زمان

در صحنه‌ای از فیلم بی‌نظیر “جایی برای پیرمردها نیست” محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی جوئل و اتان کوئن، وقتی قاتل خونسرد و بی‌احساس فیلم انتون چیگور وارد یک پمپ بنزین شده است، می‌خواهد پیرمرد صاحب پمپ بنزین را براساس شانس او و از طریق پرتاب یک سکه، بکشد یا نکشد. در این لحظات زمان برای همه به کندی می‌گذرد. تماشاچی می‌داند که چیگور یک قاتل بیرحم است و می‌تواند هر انسان بیگناهی را بدون هیچ دلیلی به قتل برساند. پس می‌تواند پیرمرد را نیز براساس بردن یا باختن در یک شیر یا خط به قتل برساند. پیرمرد صاحب پمپ بنزین نیز می‌داند که در لحظات خطرناکی قرار گرفته و آدم غیرنرمالی در حال حرف زدن با اوست. نفس‌ها در سینه‌ها حبس شده است و همه منتظرند که ببینند آیا چیگور بیرحم پیرمرد بخت برگشته را به قتل می‌رساند یا نه.

کارگردان نیز در یک صحنه با نمایش باز شدن آرام پوست شکلاتی که چیگور آن را روی میز انداخته، به زیبایی هرچه تمام‌تر، کند گذشتن زمان را نشان می‌دهد. این در واقع چیزی‌ست که‌ پیرمرد در آن لحظات می‌بیند. او تمام جزئیات را می‌بیند، حتی از هم باز شدن آرام پوست شکلات روی میز نیز در ذهن او ثبت می‌شود.

شما هم حتما تجربه‌ی این را‌ داشته‌اید که انگار در لحظات بسیار حساس، زمان به کندی می‌گذرد. مثلا عاشقی که با معشوقش برای اولین‌ بار در یک کافه قرار دارد. او می‌داند‌ معشوقش با آن زیبایی خاص و چشم نوازش چند دقیقه‌ی بعد می‌رسد. او تک تک ضربان‌های قلبش را حس می‌کند. او تک تک آدم‌هایی که از مقابل پنجره‌ی کافه می‌گذرند‌ و همچنین تک تک حرکاتشان را می‌بیند. هر چند دقیقه به ساعتش نگاه می‌کند و می‌بیند عقربه تکان نخورده است. یا مثلا فردی که تصادف می‌کند‌ و از تصادف جان سالم به در می‌برد. اگر از او بپرسید او تک تک لحظات حادثه را به یاد دارد. می‌گوید ناگهان ماشین از روبرو آمد، من جیغ زدم داشت نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد، راننده فرمان را چرخاند و همزمان محکم بوق را فشار می‌داد و بعدش دیگر هیچ چیز خاطرم نیست. برای او چند ثانیه‌ی دلهره آور به‌ اندازه‌ی یک زمان طولانی گذشته است.

یا مثلا فردی که پشت در اتاق عمل، منتظر است تا پزشک نتیجه‌ی عمل جراحی روی بیمارش را به او خبر دهد. همان یکی دو ساعت برای او مثل چند سال می‌گذرد. اصلا انگار زمان در آنجا‌ متوقف شده است. او از جریان عادی زمان خارج شده است. اما در دنیای فیزیکی که واقعا سرعت گذشت زمان تغییری نکرده است. در مثال آن عاشق، زمان برای سایر‌ مردم خیابان و کافه مثل همیشه می‌گذرد. در همه‌ی مثال‌های دیگر نیز همینطور است و زمان برای دیگران مثل همیشه می‌گذرد. پس علت کندی زمان چیست؟ جالب است بدانید که متخصصان علوم اعصاب، از طریق آزمایشات علمی موفق شده‌اند علت این پدیده را در کارکرد مغز پیدا کنند. محققان دریافته‌اند که در لحظات حساس، مغز ما تصاویر بیشتری نسبت به حالت عادی ثبت می‌کند و این ثبت تصاویر بیشتر از محیط در مغز ما‌ معادل همان کند گذشتن زمان است. به همین خاطر نیز افراد از این لحظات جزئیات بسیار زیادی در ذهنشان دارند.

در واقع در این لحظات، قسمتی از مغز به نام بادامک مغزی بیشتر فعال شده و حافظه‌ی بیشتری را برایمان فراهم می‌کند و به همین خاطر مغز ما تصاویر بیشتری از محیط ثبت می‌کند. اگر در حالت عادی برفرض مثال در هر دقیقه ۶۰ تصویر ثبت می‌کرده ایم، در این حالت مثلا ۱۸۰ تصویر در دقیقه ثبت کرده‌ایم. چون تصاویر بیشتری ثبت کرده‌ایم، حس می‌کنیم که زمان کندتر گذشته‌ است.

آیا شما چنین تجربه‌هایی داشته‌اید؟

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *