اَبا اِباد

سفر با سرعت نور

سفر با سرعت نور

فرض کنید هزار سال بعد به دنیا آمده ایم و بشر توانسته از همه‌ی بلاهایی که می‌خواسته سر خودش بیاورد، جان سالم به در ببرد. اما بعد از گذشت اینهمه سال از تاریخ بشر، هنوز هم خبری از رسیدن فرازمینی‌ها نیست و ما دیگر از اینهمه انتظار خسته شده ایم. بشر چند قرن قبل از تولد ما، آنقدر پیشرفت کرده که توانسته بدون انجام سفرهای میان ستاره‌ای، در فاصله‌ی پانصد سال نوری از زمین، گونه‌ای از حیات را در سیاره‌ای در اطراف یک ستاره بیابد. پانصد سال نوری معادل فاصله‌ای‌ست که نور طی پانصد سال می‌پیماید‌. به این ترتیب، این ستاره در فاصله‌ای حدود ۹۷۵۰ تریلیون کیلومتری از زمین قرار گرفته است. تا همین چند وقت قبل، سفر به این سیستم خارج از تصور ما انسان‌ها بوده است‌.

اما در این زمان با پیشرفت علم و تکنولوژی، ما توانسته‌ایم فضاپیماهایی بسازیم که با سرعتی معادل ۹۹/۹۹۹ درصد سرعت نور حرکت کنند. البته با دانش فیزیک امروزی ما، تعداد ۹‌های این درصد می‌تواند زیاد و زیادتر شود، اما هیچوقت نمی‌توانیم به ۱۰۰ درصد سرعت نور برسیم. به هر روی ما توانسته‌ایم به همان سرعت ۹۹/۹۹۹ درصد سرعت نور برسیم و این هم خوب است. حالا تصمیم گرفتیم که به عنوان اولین مقصد، به آن سیاره‌ای که چند قرن قبل در اطرافش نشانه‌های حیات را پیدا کرده بودیم، سر بزنیم و با موجودات زنده‌ی آنجا بیشتر آشنا شویم و تمدن خودمان را به آن‌ها غالب کنیم تا مثل ما به سعادت برسند و اسلحه‌ها را بر زمین بگذارند و همدیگر را کمتر بکشند و خلاصه همان سعادتی که خودمان به آن رسیده‌ایم را به سیاره‌ی آن‌ها نیز صادر کنیم. ایده‌ی بدی هم به نظر نمی‌رسد‌. هرچه باشد یک سفر با مقصد معلوم بهتر از هزار سفر بی‌‌هدف است. با این فضاپیمایی هم که ساخته‌ایم زمان زیادی طول نمی‌کشد که به آنجا برویم، فقط پانصد سال.

خلاصه ما و چند نفر دیگر را سوار بر این فضاپیما می‌کنند و به سوی آن سیاره رهسپار می‌شویم. از شانس بدمان همینکه راه میفتیم، سیستم‌های ارتباطی‌مان خراب می‌شود ولی چون خیلی دور شده‌ایم، دیگر‌ نمی‌صرفد که برگردیم. خوشبختانه چون می‌دانستیم که آن بالا موبایلمان آنتن نمی‌دهد، خودمان حواسمان به ساعت و تقویم هست که یک وقت تاریخ را گم نکنیم. برخلاف انتظار ما، چهار سال و نیم بعد به آن سیاره رسیدیم. تقویم و ساعتمان درون فضاپیما هم کاملا درست و دقیق بوده است. خیلی خوشحال بعد از چند روز آنجا ماندن و صادر کردن فرهنگ، هنر و خوشبختی به اهالی بدبخت آن سیاره، خسته می‌شویم و می‌گوییم این سفر که فقط چهار سال و نیم طول کشید. دوباره بنشینیم توی فضاپیما و برگردیم زمین که لااقل عید پنج سال بعد را آنجا باشیم. بعد با بدرقه‌ی آن موجودات فضایی‌، به سمت زمین حرکت می‌کنیم و چهار سال و نیم بعد به زمین می‌رسیم.

وقتی می‌رسیم اول فکر می‌کنیم آدرس را اشتباه آمده ایم. چون هیچ خبری از آدم‌ها روی زمین نیست. اما با بررسی بیشتر، می‌فهمیم که درست آمده ایم. بالاخره یک‌ نفر را روی زمین پیدا می‌کنیم و می‌پرسیم کو بقیه؟ ما فقط نه سال اینجا نبودیم. آن شخص که شاخ در آورده می‌گوید که نزدیک به هزار سال است آدم ها منقرض شده اند. آنجاست که ما می‌فهمیم براساس نسبیت خاص، زمان برای کسی که با سرعت حرکت می‌کند، کندتر می‌گذرد. آن چهار سال و نیم ما درون فضاپیما، معادل ۵۰۰ سال روی زمین بوده است.

– اَبا اِباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *