اَبا اِباد

کلوزآپ، ساخته‌ی عباس کیارستمی

در رد تقلیل‌گرایی

مدتی قبل به طور اتفاقی قسمتی از سخنرانی یک نماینده در پارلمان آلمان یا همان Bundestag را دیدم که برایم جالب بود. این نماینده در دفاع از حقوق پناهندگان سخنرانی می‌کرد و احزابی که قصد اخراج گسترده‌ی پناهندگان دارند را مورد انتقاد قرار می‌داد. من در اینجا قصد ندارم به بررسی نظر این نماینده و حزب مورد حمایتش بپردازم، اما استدلال این نماینده در دفاع از مواضعش برایم بسیار جالب توجه بود. او می‌گفت “شرایط نامناسبی که کشور ما امروز دچار آن شده است و وضعیتی که به لحاظ رشد اقتصادی در آن به سر می‌بریم، ناشی از عوامل متعدد‌ی‌ست که مدت‌ها از آن غافل بوده‌ایم. ما نباید که این مشکل کلان را به یکی دو دلیل ساده تقلیل دهیم. ما نباید تقلیل‌گرا (reductive) باشیم و فکر کنیم که هر مشکلی که امروز در کشورمان داریم، به خاطر حضور پناهندگان در کشور ماست.”

البته من اینجا سخنرانی این نماینده را نقل به مضمون کردم و عین همان عبارت‌ها را نیاوردم، اما کلیت سخنرانی او و این اصطلاح “تقلیل‌گرا” دقیقا عبارتی بود که این نماینده از آن استفاده کرد و همین قسمت بسیار توجه من را به خود جلب کرد. من وقتی به تجربیات خودم و همچنین به اطراف خودم می‌نگرم، می‌بینم که اکثر انسان‌ها نه صرفا در موضوعات سیاسی، بلکه در اکثر بخش‌ها این رویکرد و روش و منش تقلیل‌گرایانه را دارند. اکثر انسان‌ها با دیدن یک اتفاق و رخداد، سریعا به اولین دلیلی که به ذهنشان می‌رسد می‌چسبند و سایر دلایل و احتمالات را به کلی نادیده می‌گیرند. در اکثر مواقع نیز آن دلایل مهم و اصلی به کلی فراموش می‌شود. مثلا معلمی می‌بیند که دانش‌آموزش برای یادگیری خیلی تلاش نمی‌کند. این معلم به جای اینکه به طور دقیق بررسی کند که چرا این دانش‌ آموز تلاش نمی‌کند، خیلی سریع یک برچسب به او زده‌ و می‌گوید این دانش آموز تنبل است و درس نمی‌خواند و به این شکل ذهنش آرام می‌گیرد. حالا اگر به جای رویکرد تقلیل‌گرایانه، به صورت دقیق موضوع را بررسی کند، مثلا می‌بیند که علت کم‌تلاش بودن این دانش‌آموز مشاجراتی‌ست که والدین او در منزل با یکدیگر دارند. یا مثلا یک‌ نفر دست به یک جرم و بزه زده است. دادگاه نیز سریعا متناسب با آن جرم، برای او مجازاتی تعیین می‌کند.

اما هیچکس نیست که به صورت ریشه‌ای بررسی کند که چرا او دست به چنین جرم و جنایتی زده‌ است؟

در اینجا‌ نگاه تقلیل‌گرایانه‌ی دادگاه و جامعه، به جای بررسی ریشه‌ای مساله، کل مشکل را به گردن آن شخص می‌اندازد و آن مشکل و جرم و بزه، مرتبا به اشکال مختلف در جامعه بازتکرار می‌شود. فرد دیگری مدیر ارشد یک کمپانی‌ست و کمپانی در وضعیتی بحرانی به سر می‌برد. این مدیر ارشد تصمیم می‌گیرد که مشکل را حل کند، اما چون نگاه تقلیل‌گرایانه‌ای دارد، کل مشکل را در یک نفر مثلا مدیر بازرگانی مجموعه خلاصه می‌کند و تصمیم می‌گیرد که او‌ را تغییر دهد. اما وقتی او را تغییر می‌دهد، نه تنها هیچ بهبودی حاصل نمی‌شود، بلکه وضعیت از قبل هم بغرنج‌تر و پیچیده‌تر می‌گردد. ما باید بدانیم که همواره پشت هر اتفاقی، ممکن است هزاران دلیل باشد و هنر ما این است که به جای چسبیدن به یک علت، دلایل مختلف را پیدا کنیم.

تصویر بالا: کلوزآپ، ساخته‌ی عباس کیارستمی. در این فیلم، کیارستمی با یک نگاه موشکافانه، به بررسی مسائل روحی روانی یک انسان به شدت پیچیده و تاثیر مشکلات فرهنگی‌ و اجتماعی بر او می‌پردازد. او به ما این امکان را می‌دهد که خودمان را جای حسین سبزیان بگذاریم تا عللی که باعث شده او مرتکب این جرم شود را درک کنیم.

– اَبا اِباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *