همین عمل سادهی شستن دستها، تا پیش از قرن نوزدهم میلادی، یک عمل متداول نبود و باعث مرگ و میرهای زیادی میشد. سال ۱۸۴۷ میلادی بود و پزشک مجارستانی ایگناز سملوایز در بیمارستانی در شهر وین اتریش کار میکرد. او متوجه شد که مادرانی که تحت مراقبت پزشکان بودند، بیشتر از مادرانی که تحت مراقبت ماماها بودند، به تب زایمان دچار شده و جانشان را از دست میدادند. این مساله برای او به یک علامت سوال بزرگ تبدیل شده بود تا اینکه با مشاهدات دقیقش، متوجه شد که پزشکان غالبا مستقیما بدون اینکه دستهایشان را بشویند، از اتاق تشریح جسد به اتاق زایمان میآیند. او حدس زد که این پزشکان با ذرات جسد (هنوز کسی چیزی راجع به موجودات ریزی به نام میکروب اطلاعی نداشت) مادران را بیمار میکنند. پس این قانون را گذاشت که همه دستهایشان را پیش از معاینهی بیماران، با محلول آهک بشویند.
بلافاصله با این قانون جدید شستشوی دستها پیش از عمل، نرخ مرگ و میر مادران از ۱۶ درصد به کمتر از ۲ درصد رسید. اما از آنجایی که هنوز کسی راجع به میکروبها چیزی نمیدانست، هیچکس نمیفهمید که چرا شستن دستها بایستی اینقدر موثر بوده باشد. تا اینکه حدود یک دهه بعد، لویی پاستور بزرگ، نظریهی میکروبی خودش را ارائه داد و یکی از مهمترین راههای انتقال بیماری و عوامل بیماریزا را به ما معرفی کرد. آنموقع بود که جامعهی علمی متوجه این موضوع شد. رفته رفته ضدعفونی کنندههای مختلف اختراع شد و شستن دستها به یک امر روتین نه تنها در هنگام عمل جراحی و کارهای حساس مرتبط با بدن انسان بلکه حتی در زندگی ما تبدیل گردید. تا پیش از درک اهمیت شستن دستها، میلیونها نفر به خاطر همین آلودگیهای میکروبی منتقل شده از طریق دستها، به بیماریهای مختلف دچار میشدند و جانشان را از دست میدادند. حالا تصور کنید که آن انسانهایی که نمیدانستند این بیماری چرا بر آنها نازل شده، از سر استیصال به چه کارهای عجیب و غریبی که دست نمیزدند.
بعضی از آنها از کسی یا چیزی شفا میخواستند، بعضی با وردها و دعاها و طلسمها و جادوها به دنبال درمان خود بودند. برخی به دنبال جادوگران و جنگیران میرفتند تا جن از بدنشان خارج شود. برخی دست به دامان عارفان و درویشان میشدند. برخی کشیشان و موبدان را واسطه قرار میدادند. بعضی میخواستند با باز کردن چاکرا خودشان را درمان کنند. به این لیست مدیتیشن و انرژی درمانی را هم اضافه کنید که حقههای جدیدتری به حساب میآید. اما همین عمل سادهی شستن دست در همین مدت کوتاه دویست ساله، بیش از تمامی این روشهای موهوم و این افراد متوهم در طول تاریخ، جان انسانها را نجات داده است. اینجاست که لویی پاستور به ما میگوید: “بیخیال انرژی و چاکرا، دستانت را بشوی.”
– ابا اباد