بعضی آدمها با دیگران خیلی حرف نمیزنند. آنها دائما در دنیای خودشان هستند و به سختی دیگران را به دنیای خودشان وارد میکنند. خیلی کم با دیگران حرف میزنند و به سختی وارد گفتگو میشوند. خوبیش این است که دنیای آرامی دارند و کسی مزاحمشان نمیشود و احوالشان را مشوش نمیکند. اما مشکلش این است که چون با دیگران ارتباط زیادی ندارند، از انجام خیلی کارهای گروهی نیز محروم میشوند. شاید آن بخش از مغزشان که مختص امور اجتماعیست خیلی خوب کار نکند.
فوتونها هم مانند این افراد کمحرف و تودار و جمعگریز هستند. فوتونها با هم حرف نمیزنند یا بهتر است بگوییم به سختی با یکدیگر حرف میزنند. برخلاف ذرات بنیادین دیگر مثل الکترونها، فوتونها با یکدیگر جز در حالات بسیار نادر حرف نمیزنند. مثلا الکترونها وقتی که در نزدیکی یکدیگر قرار دارند، به وسیلهی نیروی کولنی بر یکدیگر تاثیر میگذارند. حداقلش این است که دافعهی کولنی بر روی هم دارند و نسبت به هم بیتفاوت نیستند. اما این تفاوت بین فوتونها و الکترونها، در محاسبات کوانتومی و کامپیوترهای کوانتومی، دو خاصیت متفاوت را به این دو نوع ذره میدهد. راستش را بخواهید، از یک طرف پرحرفی کار با الکترونها را راحت میکند و از طرف دیگر کمحرفی کار با فوتونها را دشوار میکند.
یک خاصیت مهم که ما از کامپیوترهای کوانتومی میخواهیم، خاصیت در هم تنیدگی (entanglement) کوانتومیست.
چون الکترونها با همدیگر زیاد حرف میزنند، برقراری این درهمتنیدگی کوانتومی راحت است، چرا که برقراری ارتباط بین آنها راحتتر است.
اما در مورد فوتونها این امر بسیار دشوار است. چون فوتونها با یکدیگر حرفی نمیزنند و با دیگران برهمکنش زیادی ندارند. پس برای برقراری درهمتنیدگی و مرتبط ساختن آنها با یکدیگر با دشواری مواجه هستیم. اما این کمحرفی فوتونها همهاش ضرر نیست و منفعت هم دارد. هنگام محاسبات کوانتومی، اگر نویز و خطایی در یکی از الکترونها ایجاد شود، این نویز و خطا میتواند براحتی بین تمامی الکترونها منتشر گردد. و کنترل و اصلاح خطا را دشوار کند. چون آنها با یکدیگر در ارتباط هستند و بر روی همدیگر تاثیر میگذارند. اما در مورد فوتونها چنین اتفاقی نمیافتد، چون فوتونها با همدیگر حرفی نمیزنند و بدون ابنکه متوجه وجود یکدیگر شوند، از درون هم عبور میکنند. این خطا بین آنها منتشر نمیشود. حالا شما کدام را ترجیح میدهید؟ اینکه با هم حرف بزنند یا حرف نزنند؟
– ابا اباد