با هم قرار گذاشته ایم که هر چند مدت در بعد از ظهر، یک زمان چای و گفتگو (Tea Time) داشته باشیم و دربارهی کشورمان برای یکدیگر توضیح دهیم. او راجع به آلمان و غرب اروپا صحبت میکند و من راجع به ایران و خاورمیانه. یک بار پرسید که کدام ویژگی ایران را از هر ویژگی دیگر مهمتر میبینی و کشورت را به آن معرفی میکنی؟ روی مانیتور نقشهی ایران را باز کردم و رفتم روی نیشابور.
گفتم ببین این شهر من است، جمعیت آن به نصف هامبورگ هم نمیرسد. من حداقل بیست سال از عمرم را در اینجا گذراندهام. ما در همین شهر کوچک سه قوم فارس، ترک و کرد داریم و اگر کمی در شهر من بگردی، سه زبان مختلف را خواهی شنید. اما نه من به یاد دارم، نه از بزرگترها شنیدهام و در تاریخ شهرم نیز ندیدهام که هیچگاه جنگی بین این سه قوم و نژاد اتفاق بیفتد. بله جنگهای قبیلهای زیاد بوده، اما هیچیک منشا قومی و نژادی نداشته است. یعنی نشده فارسها بگویند که برویم با ترکها بجنگیم. حالا میتوانم همین را به کل ایران تعمیم دهم.
بعد نقشهی پراکندگی قومی و نژادی ایران را به او نشان دادم. به ترتیب از اطلاعات روی نقشه خواندیم : فارس، آذری، کرد، لر، ترکمن، قشقایی، گیلک، تالشی، مازنی، عرب، بلوچ، براهویی، ارمنی، گرجی، آشوری و چندین قومیت دیگر. بعد رفتیم به سراغ لیست زبانهای رایج در ایران و خواندیم : فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، لری، گیلکی، مازندرانی، بلوچی، عربی، لکی، ترکمنی، ترکی خراسانی، قشقایی، تاتی و تالشی، ارمنی، آشوری و چندین زبان دیگر. گفت خب هند هم همینطور است. گفتم ببین کشور من نه جمعیت هند را دارد و نه مساحت آن را. حالا ببین کشوری با این پراکندگی قومی و زبانی،در کل تاریخش هیچ جنگ قومی و نژادی نداشته یا حداقل آنقدر کوچک و بی اهمیت بوده که اسم بزرگی از آن در تاریخ نیامده است. اتفاقا وقتی که با دیگران هم جنگیدهایم، همهمان از همدیگر دفاع کردهایم.
ما هزاران سال است در اینجا زندگی میکنیم و هزاران بار هم سرزمینمان مورد تجاوز قرار گرفته است، اما اینهمه فراز و نشیب هنوز هم نتوانسته بین ما ایرانیان اختلافی ایجاد کند. افراد و حکومتهای زیادی نیز تلاش داشتهاند این پیوند را بشکنند، اما تاکنون راه به جایی نبردهاند. تا همینجا هم حسابی تعجب کرده بود پرسید واقعا هیچ اختلافی پیش نمیآید؟ گفتم ببین من زمانی که در تهران دانشجو بودم، شش هفت سالی در خوابگاه زندگی میکردم و خوابگاههای ما طوری بود که بعضا هفت هشت نفر آدم در یک اتاق کوچک زندگی میکردیم. من از بسیاری از نقاط روی این نقشه و از چندین قومیت مختلف که اسمهایش را خواندیم، هم اتاقی داشتم. اما طی آن چند سال، یک بار هم نشد که ببینم دو نفر با هم به خاطر موضوعات قومیتی دچار اختلاف شوند. ما در همان اتاق پنج در شش مترمربعی هم با هم زندگی میکردیم و هیچ مشکلی نداشتیم. چه برسد به کل کشورمان.
حالا اگر میخواهی به اهمیت و ارزش این ویژگی پی ببری، این موضوع را با اروپا مقایسه کن که در همین اروپا با وجود اینکه تعداد اقوام مختلف آنقدر زیاد نیست، اروپاییها بارها و بارها همدیگر را به خاطر اختلافات قومی و نژادی تکه پاره کرده اند و برای هم کورهی آدمسوزی ساختهاند. اما ما ایرانیان هزاران سال کنار هم در صلح و دوستی زیستهایم و این تنوع و گوناگونی (diversity) کشورم چیزیست که من همواره به آن افتخار میکنم.
ویدئو : بخش هایی از فیلم بینظیر باشو غریبهی کوچک اثر بهرام بیضایی، تدوین ویدئو از محمد خاکی
آغاز سال ۰۴ بر همهی ایرانیان خجسته باد – ابا اباد