اَبا اِباد

نه جامعه یک ماشین نیست

نه جامعه یک ماشین نیست

جامعه یک سیستم فیزیکی نیست و قواعد حاکم بر آن نیز قوانین فیزیک نیست. منطق به آن شکلی که ما می‌شناسیم نمی‌تواند رفتار جوامع را پیش‌بینی کند. به همین خاطر نیز یک جامعه می‌تواند رفتارهای متناقض از خود‌ نشان دهد. در علوم اجتماعی یک نظریه می‌تواند تا حدی درست باشد و تا حدی نادرست باشد. دو نظریه‌ی به ظاهر متناقض هم می‌توانند هریک تا حدی درست باشند. دو فیلسوف می‌توانند ساعت‌ها در مورد درستی یا نادرستی یک نظریه صحبت کنند و تمامی صحبت‌هایشان هم منطقی به نظر برسد. اما شما هیچوقت نمی‌بینید که بین دو دانشمند در مورد یک نظریه به همان شکل بحث صورت بگیرد و اساسا نوع بحث‌ها متفاوت است. یک نظریه‌ی علمی در بازه‌ای که در موردش صحبت می‌کند، یا درست است یا نادرست است.

ما بایستی قید نگاه خطی علمی-منطقی را در مورد جامعه و همچنین شاخه‌هایی که با جامعه سر و کار دارند را بزنیم. همین مساله که بسیار بدیهی‌ست و باعث شده ما یک سری از رشته‌ها را تماما علوم انسانی بنامیم، هنوز برای بسیاری از متخصصین ما بخوبی درک نشده است. من می‌بینم که بسیاری از افراد مستقیما از علوم فیزیکی و تجربی، وارد حوزه‌های علوم انسانی بخصوص سیاست و جامعه شناسی می‌شوند و می‌خواهند همان منطق صفر و یکی را به کار بگیرند که خیلی رک و روراست باید گفت که “گند می‌زنند”. در علم ما یک حقایق مطلقی در جهان داریم که می‌خواهیم آنها را کشف کنیم. اما در رشته‌های علوم انسانی، ما قائل به حقیقت مطلقی نیستیم که به دنبالش بگردیم. ما در علوم انسانی حقیقت را می‌سازیم یا از یک تز و یک آنتی تز، سنتز می‌کنیم. ما می‌توانیم به وسیله‌ی گفتمان، یک حقیقت جدید برای انسان‌ها بسازیم. کمااینکه مفاهیمی چون عدالت، معنایی طبیعی ندارند و ساخته‌ی خود‌ ما انسان‌ها هستند.

مفاهیم در علم ابژکتیو هستند و خودشان به خودشان قائم‌اند، چه انسانی باشد چه نباشد. اما در علوم انسانی، مفاهیم سابژکتیو هستند و حتما بایستی انسانی باشد که این مفاهیم معنا پیدا کند. ورود افراد با نگاه فیزیکی به علوم انسانی بدون درک این تفاوت‌ها بسیار خطرناک است. این رویکرد علم‌زده به جامعه، انسان‌ها را شبیه به پیچ و مهره‌های یک ماشین می‌بیند که اگر در جای درست قرار بگیرند، سیستم با بازدهی صد درصد کار خواهد کرد. برای ذهن علمی دشوار است که نظری مخالف نظر خودش را بپذیرد، چون فکر می‌کند راه‌حل در جهان یکی‌ست و آن همان راه‌حل اوست. او می‌خواهد اثبات و اقناع کند و به دنبال سنتز نیست. پس لطفا اگر از رشته‌های علمی به سراغ علوم انسانی می‌آیید، اول آن عینک علمی را از چشمانتان بردارید و عینک علوم انسانی را قرار دهید.

ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *