اَبا اِباد

ایرانی بودن

هانا آرنت فیلسوف بزرگ فلسفه‌ی سیاسی، در کتاب آیشمن در اورشلیم، تعریف متفا‌وت و جدیدی از سرزمین به ما ارائه می‌دهد. او جایی در فصل پایانی این کتاب می‌گوید:

“سرزمین، پیش از آنکه ارتباط عمیق و عمده‌ای با یک تکه زمین داشته باشد، به فضای میان افراد در یک گروه مرتبط است که اعضایش با انواع و اقسام رابطه، براساس زبان مشترک، مذهب، تاریخ مشترک، آداب و رسوم و قوانین، به همدیگر وابسته و در عین حال جدا و محفوظ از یکدیگرند.”

این تعریف دقیق و درست از سرزمین که این متفکر بزرگ سیاسی به ما ارائه داده، برای ما ایرانیان دو جنبه دارد:

اول : هرکسی که جزئی از این فضای میان ایرانیان باشد یا به عبارت دیگر، بودن در این فضا را احساس کند و باز به عبارت دیگر، دلش برای ایرانیان دیگر بتپد، ولو اینکه داخل جغرافیای ایران نباشد، عضوی از این سرزمین محسوب شده و می‌توانیم بر او نام هموطن بنهیم.

دوم : هرکسی که جزئی از این فضای میان ایرانیان نباشد یا به عبارت دیگر، این فضای میان ایرانیان را احساس نکند و انکار کند و باز به عبارت دیگر، هرکس که عموم ایرانیان را به عنوان نه دوست خود، بلکه دشمن خودش بیانگارد، ولو اینکه داخل جغرافیای ایران باشد، عضوی از این سرزمین محسوب نشده و به نوعی “متجاوز” به این سرزمین است و شایسته نیست اسم هموطن را بر او بنهیم.

در نتیجه :

ایرانی بودن صرفاً یک واقعیت جغرافیایی یا حقوقی نیست، بلکه تجربه‌ای رابطه‌ای است که در آن فرد خود را در شبکه‌ای از سرنوشت، حافظه و مسئولیت مشترک با دیگر ایرانیان می‌فهمد. هرکسی که قلبش برای ایرانیان می‌تپد، ایرانی‌ست.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *