اَبا اِباد

توضیح تصویر: تابلوی سوم ماه مه ۱۸۰۸، اثر فرانسیسکو گویا
توضیح تصویر: تابلوی سوم ماه مه ۱۸۰۸، اثر فرانسیسکو گویا

واگیردارترین بیماری

واگیردارین ترین بیماری به نظر شما چیست؟ آنفلوآنزا؟ طاعون؟ ایدز؟ کرونا؟ اینها همه بیماری‌هایی هستند که به اشکال مختلفی سرایت می‌کنند و هریک تا حدی مسری‌ هستند. اما اگر بخواهیم میزان واگیردار بودن یک بیماری را برحسب تعداد مبتلایان به آن بیماری بسنجیم، آیا باز هم این بیماری‌های نامبرده، واگیردارترین‌ها هستند؟ اگر میزان خطر این بیماری‌ها را برحسب میزان مرگ و‌ میر ناشی از آن‌ها بسنجیم، آیا باز هم این بیماری‌ها خطرناک‌ترین بیماری‌های تاریخ بشر هستند؟

خیر، وقتی به تاریخ بشر نگاه می‌کنیم واگیردارین‌ترین چیزها نه این بیماری‌ها بلکه همانا ایدئولوژی‌ها هستند. ما می‌بینیم که بعضی از ایدئولوژی‌ها در طول تاریخ بیشتر از هر بیماری پیرو و باورمند و مبتلای بیشتری داشته است. بعضی از ایدئولوژی‌ها میلیاردها باورمند داشته و دارند که باورهای خودشان را کاملا درست و باورهای دیگران را کاملا نادرست می‌پنداشته‌اند. افراد زیادی زمانی که در معرض این ایدئولوژی‌ها قرار گرفته‌اند بدان‌ها دچار شده‌اند، درست مثل یک بیماری که از فردی به فرد دیگری سرایت می‌کند، ایده‌ها و نظرات نیز بین افراد منتشر می‌شوند.

اگر یک بیماری از طریق انتقال یک ویروس (یک دی‌ ان ای) منتقل می‌شود و دی‌ ان ای، یک پیغام ژنتیکی‌ست، یک ایده نیز یک پیغامی‌ست که از طرق مختلف بین انسان‌ها رد و بدل و تکثیر می‌شود. این پیغام ممکن است مفید باشد، به انسان‌ها کمک کند و آن‌ها را توانمند‌ سازد و منجر به پیشرفتشان گردد. اما در مقابل این پیغام می‌تواند از جنس یک ایدئولوژی خطرناک باشد و منجر به جنگ‌ها و خونریزی‌های ایدئولوژیک شود. چنانکه می‌بینید جنگ‌های ایدئولوژیک بیشتر از هر بیماری واگیرداری که گفته شد، باعث مرگ انسان‌ها شده است.

پس یک ایدئولوژی خطرناک می‌تواند از هر بیماری طبیعی مسری‌تر و همچنین مرگبارتر باشد. شاید چیزی که بیشتر از هرچیزی درمان این نوع بیماری را دشوار می‌کند این باشد که کسی که به یک ایدئولوژی باور دارد، احساس می‌کند که همه‌چیز در ایدوئولوژی او طبیعی‌ست و باورهای خودش را نیز کاملا طبیعی و درست تلقی می‌کند. یک بیمار به بیماری تن، علائم ضعف را در خودش مشاهده می‌کند، اما یک بیمار به بیماری ایدئولوژی، احساس نمی‌کند بیمار است، بلکه دیگران را که خارج از آن ایدئولوژی هستند را بیمار می‌داند و می‌پندارد. به همین خاطر است که انسان بایستی همواره در باورهای خودش شک کند تا از طریق این شک، از سرزمین باورها به سرزمین معرفت‌ها و دانایی‌ها مهاجرت کند.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *