این تک مصرع زیبا را از یکی از رباعیات خیام بخوانید:
هرگز دل من ز علم محروم نشد
آن را دوباره بخوانید. باز هم آن را بخوانید. به هر روشی که برایتان راحتتر است سعی کنید که این تک مصرع زیبا را به خاطر بسپارید. آنقدر تکرار کنید که وقتی چشمتان را بستید، باز هم یادتان بیاید که شعر چه بود. این مصرع حس بسیار خوبی به انسان میدهد، گویی او که علم ندارد دلش از چیزی محروم است. حالا اگر این بیت را خوب به حافظه سپردید، ادامهی نوشته را بخوانید.
حالا من از شما دوستان خوبم درخواست دارم که آن بیتی را که پیش از این به حافظهی خود سپرده بودید، از یاد ببرید. طوریکه اصلا هیچ قسمتی از شعر یادتان نیاید. آیا این درخواست زیادیست؟ آیا فراموش کردن سخت است؟
آیا شما همانطور که این بیت را یاد گرفتید، استراتژی خاصی برای فراموش کردن آن دارید؟ اگر آنجا با تکرار زیاد و یا با نوشتن آن را حفظ کردید، اکنون برای فراموش کردنش نیز روشی دارید؟ میتوانید نوشتههایتان را پاک کنید تا آن شعر هم از ذهنتان برود؟ ممکن است کسی به ذهنش برسد که سرش را به دیوار بزند یا به خودش یک شوک الکتریکی وارد کند یا سعی کند هزاران بیت دیگر را حفظ کند و یا کلا حواس و توجه خودش را از این بیت، به چیزهای دیگر معطوف کند تا خودبخود این بیت یاد برود. اما آیا راهحلی برای این امر وجود دارد؟
چرا فراموش کردن اینقدر سخت و دشوار و چالش برانگیز است؟ چرا هیچیک از ما استراتژی مشخصی برای فراموش کردن سراغ نداریم؟ پاسخ این مساله نه در ویژگیهای مغز ما، بلکه در فیزیک نهفته است. قانون دوم ترمودینامیک به ما میگوید که آنتروپی یا بینظمی پدیدهها در جهت افزایش حرکت میکند و اگر بخواهیم آنتروپی را کاهش دهیم، بایستی انرژی صرف کنیم.
برای درک این موضوع مموری یک کامپیوتر خیلی کوچک را در نظر بگیرید که هنوز هیچ چیزی روی آن بارگذاری نشده است و حافظهی آن مثلا به این شکل 0000000 است. در این حالت بینظمی این مموری پایینترین حالت خودش است، چرا که تمام آرایهها مقدار 0 داراست. حالا شما پیامی روی این مموری بارگذاری میکنید و مموری به این حالت 0010110 تغییر میکند. حالا شما بینظمی و آنتروپی مموری را افزایش دادید. اما اگر بخواهید این پیغام را پاک کنید و به حالت اول بازگردید، طبق قانون دوم ترمودینامیک، بایستی انرژی بسیار بیشتری صرف کنید، چرا که میخواهید در جهت کاهش آنتروپی حرکت کنید. همین مساله راجع به بیت ابتدای نوشته صادق است، آیا هنوز بخشی از آن را به خاطر دارید؟
– ابا اباد