اَبا اِباد

از خودشونه و فرمول اخلاقی کانت
"از خودشونه" و فرمول اخلاقی کانت

از خودشونه و اخلاق کانتی

“از خودشونه” و اخلاق کانتی

شاید یکی از زیباترین فرمول‌های پیشنهاد شده برای تشخیص امر اخلاقی از امر غیراخلاقی، فرمول جهان شمولیت (universality) فیلسوف بزرگ امانوئل کانت باشد که می‌گوید :

“تنها مطابق با آن قاعده‌ای (اصلی) عمل کن که بتوانی همزمان اراده کنی که آن قاعده به یک قانون جهان‌شمول تبدیل شود.”

و یا به عبارت دیگر : “آیا می‌خواهم این کار تبدیل به قانونی برای همه انسان‌ها در جهان شود؟”

کانت به نوعی به ما یادآوری می‌کند، که یک چیز نباید که منجر به نابودی خودش شود یا به عبارت دیگر نباید منتهی به تضاد و تناقض با خودش گردد. مثلا آیا دروغ گفتن اخلاقی‌ست یا غیراخلاقی؟ طبق فرمول کانت ما می‌پرسیم که اگر همه‌ی مردم یک جامعه دروغ بگویند چه پیش‌ می‌آید؟ اگر در یک جامعه همه چیز بر پایه‌ی دروغ باشد، اصلا جامعه‌ای شکل نمی‌گیرد، چرا که جامعه برپایه‌ی یک همکاری و اعتماد متقابل شکل می‌گیرد. زمانی که اعضای یک جامعه همه دروغ بگویند جامعه نابود می‌شود. پس دروغگویی این قابلیت را ندارد که به یک قانون جهانی تبدیل شود، پس دروغگویی غیراخلاقی‌ست.

می‌توان این موضوع را به شکلی دیگر نیز بیان کرد. مثلا فرض کنید رباتی ساخته شده و در الگوریتم آن ربات نوشته شده که هر جنبنده‌ای را دیدی نابود کن. این ربات وارد محیط کره‌ی زمین می‌شود و شروع به نابودی تک تک جنبندگان می‌کند تا اینکه خودش را در آیینه می‌بیند و می‌فهمد که خودش نیز یک جنبنده است و حالا باید خودش، خودش را نابود کند. قانونی که او از آن پیروی می‌کند یک قانون خودنابودگر یا self-destructive است و خودش موضوع خودش را نابود می‌کند. اگرچه کانت این فرمول را برای تشخیص امر اخلاقی از غیراخلاقی پیشنهاد داده، اما این فرمول کارکردی جامعه شناسانه نیز دارد.

اما ارتباط این فرمول با وضعیت اکنون ما، شیوع دوباره‌ی نگاه‌های دایی جان ناپلئونی در جامعه‌ی ماست. نگاهی که بدون هیچ دلیل محکمی و صرفا براساس یک شک و بدبینی عمیق و تعدادی شواهد متناقض و ناکافی، به این نتیجه می‌رسد که “اینم از خودشونه”. من اینجا اصلا به این “خودشون” کاری ندارم، چون هر گروهی گروه دیگر را از “خودشون” می‌داند. اما مشکل اصلی این اتهامات و برچسب‌ زنی‌ها همین خودنابودگری آن‌هاست. وقتی یک شخص بدون شواهد و قرائن کافی، هر اتفاقی را یک نقشه و توطئه و هرکسی را “از خودشون” بداند، زمانی می‌رسد که خودش نیز در دایره‌ی “از خودشون” می‌افتد. درست مثل شخصیت دایی جان ناپلئون در رمان ایرج پزشکزاد که با فکر توطئه، رفته رفته به همه شک کرد تا اینکه این شک خودش را به کام مرگ کشاند.

– ابا اباد

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *