جهان اطراف ما قابل شناساییست، جهان اطراف ما قابل پیشبینیست. شاید هیچ دو گزارهای مهمتر از این دو گزاره برای ورود به علم مهمتر نباشد. اینکه ما فکر کنیم که جهان اطرافمان یک جهان بسیار پیچیده و غیرقابل شناسایی و غیرقابل پیشبینیست، سرآغاز روشهای مبتنی بر توهم و تخیل در تعامل با جهان است. تلاش ما بایستی بر شناخت و پیشبینی پدیدههای جهان باشد، نه توهم راجع به پیشامدها. برخلاف ادعاهای بیاساس و غیرعلمی، حتی سیستمهای پیچیده (complex) نیز تا حدی قابل شناسایی و قابل پیشبینی هستند. مثلا در مورد رفتار آونگ دارای دو بازو که یک سیستم پیچیده است، ما تا حدی میتوانیم احتمال وجود آونگ در بعضی از نقاط را پیشبینی کنیم. پس یک دانش احتمالاتی از این پدیدهها نیز داریم.
برخی نیز با اشاره به سیستمهای کوانتومی میخواهند به این نتیجه برسند که جهان اطراف ما قابل پیشبینی نیست. حال اینکه حتی سیستمهای کوانتومی نیز به صورت آماری قابل پیشبینی هستند. یعنی اینکه ما نمیدانیم جواب یک اندازهگیری کوانتومی چه میشود، اما میتوانیم به خوبی پیشبینی کنیم که اگر اندازهگیری را صد بار یا هزار بار تکرار کنیم، نتیجه به طور میانگین چه میشود. نگاهی که سعی میکند جهان را غیرقابل شناسایی و غیرقابل پیشبینی نشان دهد، قصد دارد که از این طریق، انسانها را وارد یک حالت تعلیق کند. در حالیکه ما باید بدانیم که اگر آزمایشی را به همان شکل همیشگی انجام دهیم، همان نتایج همیشگی را خواهیم گرفت.
شروع علم نیز همینجاست. اینجا منظور ما تمام علم است نه یک شاخهی خاص آن. بله بعضی علوم مثل فیزیک از بعضی دیگر بسیار دقیقترند. اما تمامی علمها بر این دو اصل استوارند که جهان اطراف قابل شناسایی و پیشبینیست. خواه این علم حرکت یک پرتابه را پیشبینی کند، خواه اسپین یک الکترون را، خواه انتقال یک بیماری خاص را، خواه واکنش دو مولکول را، خواه تاثیر یک دارو را، خواه وضعیت یک بیمار روان را و خواه هر شاخهی دیگری از علم. با این تفاسیر ما بالاخره بایستی بیخیال ادعاهای باطل مانند ادعاهای وهم آلود ماورایی و عرفانی شویم. چنین نگاههایی میخواهند با پدیدههای جهان نه براساس شناخت جهان و پیشبینی آن، بلکه براساس وهم و خیال (که اسمش را شهود میگذارند) روبرو شوند. ما بالاخره بایستی دست از خرافات و ماوراءالطبیعیات برداریم و مرجعیت علم را بپذیریم و آن را در زندگیمان و در مواجهه با جهان اطرافمان به کار بگیریم.
– ابا اباد