عقل و خرد، یک ابزار برای دریافت حقیقت است. خردمند کسیست که خرد میورزد. خرد تودهای از اطلاعات نیست تا کسی که این توده را در دست داشته باشد را خردمند بنامیم. اگر خرد صرفا تودهای از اطلاعات بود، یک حافظهی کامپیوتری از هر انسانی خردمندتر بود. به همین علت اگر روزی دیدیم کسی اطلاعات زیادی دارد و مدام به این اندیشمند و آن متفکر ارجاع میدهد و هزاران کتاب را خوانده یا در حوزههای مختلف اطلاعاتی دارد، نباید گول این حجم اطلاعات را بخوریم یا اگر روزی خود ما به این حجم از اطلاعات دست پیدا کردیم، نباید احساس کنیم که خردمند شدهایم.
مهمتر از داشتن این حجم از اطلاعات در مغزمان، این است که رویکردمان در برخورد با مسائل چگونه است. اینکه من بدانم آرای جان لاک و جان استوارت میل در فلسفهی لیبرال چیست، بسیار خوب و مثبت است. اما مهمتر از دانستن این آرا و نظریات این است که وقتی با شخصی با نظر متفاوت و یا حتی متضاد روبرو میشویم، آیا بودن او را به رسمیت میشناسیم یا خیر؟ آیا حضور دیگری را برمیتابیم یا فورا آن را تخطئه و بایکوت میکنیم؟ آیا حقوق فردی مخالفینمان را محترم میشماریم؟ وگرنه همهی این اطلاعات به راحتی در هر صفحهای یافت میشود و چت جی پی تی همهی این اطلاعات را بهتر و دقیقتر از هرکسی میداند و صرف داشتن این اطلاعات ارزش و مزیت خاصی ایجاد نمیکند. در واقع رویکرد ما در برخورد با مسائل است که خردمندی ما را نشان میدهد.
خردمند کسی نیست که بیشترین اطلاعات را در اختیار دارد. خردمند کسی است که میداند چگونه به کمک اطلاعاتی که در اختیار دارد، با مسائل پیچیدهی زندگی مواجه شود.
– ابا اباد